مىساختيم و راجع به اين عضو مفلوك و بىعصب كه تحت نفوذ خون و هورمونهاى حيوانى ديگر قرار گرفته بود ، در مغز خود ، فكرهايى مضحك و بىارزش جا مىداديم و تصميمهاى خندهآورى اتخاذ مىكرديم ! در اين حال ، به جوانى از مردم شهر شباهت داشتيم كه سالها ناخن ، استخوان ، فك ، تاج و پرهاى خروسى را يكايك تحت مطالعه قرار مىداد ، ولى وقتى كه به ده مىرسيد خود خروس را ، در تماميت خود ، نمىشناخت . » « 84 »
با توجه به آنچه در بالا ذكر شد ، چون دانستن آثار و خواص مواد غذايى در بدن انسان سالم و بيمار ، نه تنها از لحاظ صدور دستورهايى دربارهء رژيمهاى غذايى ، بلكه از نظر پيشگيرى و درمان بيماريها نيز ، در درجهء نخست اهميت قرار گرفته است و ما آن را در حقيقت به منزلهء زيربناى اساسى علم طب مىدانيم ، لذا بايد براى پى بردن به خواص و آثار غذاها ، به روشى ديگر متوسل شويم و از تجزيهء آنها به اين منظور صرفنظر كنيم . به عقيده ما ، تنها راه براى انجام اين امر اين است كه بايد هريك از مواد غذايى ( هر ميوه و هر سبزى يا به طور كلى هر فرآوردهء غذايى ديگر ) را همانطور كه هست ، در شرائطى خاص كه با موازين علمى منطبق باشد به اشخاص بخورانيم و آثار آن را در بدن او مشاهده كنيم و مورد بررسى قرار دهيم . اين همان دومين قانون ما براى پى بردن به خواص مواد غذايى است .
پزشكان قديم ، مدت دو هزار سال ، از زمان بقراط پزشك معروف يونانى ( قرن پنجم قبل از ميلاد مسيح ) تا زمان پاراسلس ( اوايل قرن شانزدهم ميلادى ) ، براى شناسايى مواد غذايى چنين روشى را به كار مىبردند و نتايج مشاهدات و تجربيات به دست آمده را در كتابها ثبت مىكردند و آن كتابها كه مهمترين آنها كتاب قانون ابن سينا است ، در قرونوسطى ، مرجع و مأخذ آموزش پزشكى دانشجويان و پزشكان بود . پس از اينكه ، پاراسلس ، در ابتداى قرن شانزدهم ، در پزشكى انقلابى ايجاد كرد و صنعت را جانشين طبيعت ساخت و استفاده از علم شيمى را در پزشكى بنيان گذاشت ، گروهى از دانشمندان نسبت به مكتب پزشكى ابن سينا وفادار ماندند و همان روش طب طبيعى را ، نسلا بعد نسل ، ادامه دادند كه هنوز هم پيروان آن استاد بزرگ در همهء كشورهاى جهان وجود دارد و مكتب « ناتوروپاتى » يا « طب طبيعى » را برابر مكتب پزشكى سنتى ( كلاسيك ) به نام « آللوپاتى » تأسيس كردند و ما بعدا نام عدهاى از آنان را كه در حال حاضر در كشورهاى اروپا و آمريكا وجود دارند ذكر خواهيم كرد ، منتها ، به عللى كه در ابتداى اين كتاب به آن اشاره شد ، آنان به جاى نام ابن سينا ، نام بقراط
هامش
( 84 ) . مجلهء علمى نظامپزشكى ايران سال اول شمارهء دوم ارديبهشتماه 1349 مقاله از دكتر صادق پيروز عزيزى استاد دانشكدهء پزشكى دانشگاه تهران .