تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
مىشد . داروهاى پيش تكرار شدند و اين‌بار علاوه بر آن حبى مركب از انغوزه ، سگبينج و گلسير و فسفات دوشو از هريك 10 سانتىگرم دادم كه روزى دو سه دانه از آن را بخورد . با توجه به بهبود حاصله توصيه كردم كه فقط گهگاهى داروها را مورد استفاده كودك قرار دهند .

بيمار چهاردهم ( اعصاب )

* جوانى 26 ساله از اهالى گرمسار دچار اختلالات عصبى - روانى گرديد . با احتمال ابتلاء به سيفيليس معالجات بسيار كرد . چندين دوره آمپول‌هاى بيسموت و مركور و نئوسالوارسان و استعمال يدوردوپتاسيم نمود . بالاخره نتيجه‌اى نگرفت و حالات روانىاش شدت يافت . بعد از يك سال دچار پرت‌گوئى و اختلال مشاعر گشت به قسمى كه به قول خودش سوار بر اسب خود را به سيل خروشانى مىزد و تصور وهم و هراسى هم نمىكرد . . . درك درستى نداشت و اعمال بىاراده از او سر مىزد . براى معالجه راهى تهرانش كردند و در آسايشگاه دكتر ميرسپاسى بسترى شد . چندين بار امتحان واسرمن از خون و مايع نخاعى او كردند . تمام منفى بود و سيفيليس نداشت . درمان‌ها نيز مفيد فايده قرار نگرفتند . چون قدرت مالى خانواده‌اش كفايت بسترى نمودن او را در آسايشگاه نمىداد ، پدرش نزد من با گريه اظهار داشت كه از هستى ساقط شده‌ام و بچه‌ام هم خوب نشده ، لذا رو به شما آورده‌ام تا با داروهاى گياهى درمانش كنيد . با استماع وضع پريشان او دلم به حالش سوخت پذيرفتم كه به معالجه‌اش بپردازم . براى تجويز داروهاى گياهى و نسخ داروئى قديم لازمست طبيب فرضيات و گروه‌بندىهاى طبائع را به گونه‌اى كه پزشكان ديرين از روى تجربه بدان دست يافته و در طول هزاران سال براى هريك از بيماران بر آن پايه ، به مداوا پرداخته بودند بداند و بر آن آگاهى يافته باشد . از حالات بيمار طبيعت او را « سوداوى » يافتم . يادآور مىشوم كه نشانه‌هاى عمده