حاصل از آن ابتدا خيلى رقيق بوده و ايجاد كهير نموده و بعد نسبتا غليظ گرديده است . اين سموم گاه حملهوار به يكى از اعضاى بدن متوجه شده و آن عضو را آزرده و متألم ساخته و اعمالش را مختل نموده است . بهويژه اين سموم تمايل زيادى به اعصاب پيدا كرده و سبب بروز سردرد ، ترس ، بىقرارى و . . . و يبوست شده است .
در اينجا مىبينيم كه عدم تعادل موجود در اعمال بدن با خوردن « سردى » موجب ازدياد بلغم شده و با استفاده از « گرمى » صفرا را غالب مىسازد كه سبب عطش و بيخوابى و سرگيجه مىشود . همچنين وجود « سودا » باعث بروز ترس و عدم تحمل مىگردد .
درمان - داروهاى زير را برايش در نظر گرفتم :
1 - حب باريجه ( روزى 7 عدد )
2 - دم كرده افتيمون شامى 3 ل در شير . ( اين دارو در دفع بلغم و بهويژه مواد سوداوى بىنظير است ) در بيمار آثار غلبه صفرا مشاهده نشد . لذا اين نسخه در اين حد بسيار به مورد و بجا بود .
- در تاريخ 23 / 12 / 36 بيمار را به مطب آوردند . والدين كودك اظهار داشتند او افتيمون را به علت تلخى نخورده ولى حب باريجه را خورده و در نتيجه بهبود در وضعش پيدا شده و مىگويد نفخ شكمم كمتر شده ، ترسش هم كاهش يافته به حدى كه به تنهائى روز روشن تا حياط مىرود . شكم نرمتر و اندكى لينت يافته است .
دستور استفاده از خاكشير قندداغ را براى دفع سودا و نرمتر كردن مزاج دادم . استفاده از افتيمون و حب باريجه را تأكيد كردم ( حب روزى 10 تا 12 عدد )
- در تاريخ 3 / 1 / 37 مىگويند بهبود زيادى در حال كودك پيدا شده ، ترسش خيلى كمتر گرديده ، با جرئت شبها به زيرزمين خانه رفته و مىتواند قريب يكربع ساعت در آنجا تنها مانده و مأموريت محوله را به انجام رساند . مادرش اظهار داشت روز گذشته پروين كارهاى خانه را مثل ايام قبل از بيمارىاش انجام داد . شب گذشته خواب ديد كه مردى به او مىگويد اگر مدرسه نروى تنبيهات مىكنم ازاينرو ترسيد . علت ترس او از مدرسه آن بود كه نمىتوانست به درستى مطالب را بيان كند و همين سبب خجلت در او
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٢٠