1 - جوشانده سنبل الطيب 1 ، گل گاو زبان 2 و ليمو عمانى 2 ل
2 - حب باريجه
- در 26 / 2 / 36 مىگفتند ديگر ترس و وحشتى ندارد . داروها تكرار شدند .
- در 6 / 3 / 36 اطرافيان بيمار اظهار داشتند بيمار به كلى خوب شده و ديگر ترس و نگرانى ندارد . دستورى خواستند كه به روستاى خود مراجعت نمايند . سپردم مدتى خوراكىهاى رطوبى نخورد . گهگاهى از كپسول صبر زرد و جوششيرين براى لينت مزاج به او بدهند ، زيرا لينت درجه نخست اهميت را در درمان دارد . ديگر داروهائى كه برايش تجويز كردم عبارت بودند از :
1 - حب باريجه
2 - جوشانده اسطوخودوس و آويشن شيرازى
3 - حب مركب از انغوزه و گلسير و فسفات دوشو
4 - زنجبيل
بيمار با سلامت كامل و اطرافيان او با آرامش خيال به ديار خود بازگشتند .
بيمار سيزدهم ( اعصاب )
در تاريخ 19 / 12 / 36 دوشيزه پروين الف . كودك 12 ساله ساكن ميدان ژاله - خيابان حريرچيان را نزدم آوردند . اولياى اين بچه گفتند او مدتيست دچار حالات عصبى و ترس و هراس شده و تاكنون معالجات هيچگونه تأثيرى در بهبود وضع او نكرده است .
بنا به توصيه من پروين شرح بيمارىاش را شخصا به خط خود نوشت و در جلسه بعد برايم آورد . نامه او بدين شرح است :
« . . . هميشه سرم درد مىكند . بيشتر اوقات مزاجم يبس است . دهانم خيلى بو مىدهد .
در روز روشن به تنهائى مىترسم به حياط بروم . بايد يكى همراهم باشد گاهى قلبم درد مىگيرد . بعضى وقتها نفسم تنگ مىشود . وقتى عصبانى مىشوم تا فحشهاى بد ندهم راحت نمىشوم . با وجود اينكه گرسنه هستم نمىتوانم چيزى بخورم براى آنكه شكمم