دو دانگ در سنگ سماق باريك سوده در چشم كشند
كحل كه براى پربال و بامهنى مجرب مولوى عبد القادر تلميذ رشيد حكيم شريف خانصاحبست
صفت آن
نوشادر ايلوه گيرو گل چنبيلى منسل كنيرى سجى لوته از هر يك يك ماشه باريك سائيده در چشم كشند
كحل براى سلاق از بياض اوستاد مرحوم و تكملهء هندى مستعمل بعد فصد و شرب مسهل
صفت آن
سنگ بصرى نيله تهوتهه بريان كافور نبات مساوى سوده به چشم كشند
باب اللام مشتمل بر چهار فصل
فصل اول در لخالخ
لخلخه كه در جميع امراض حار دماغى مستعمل و مجربست
صفت آن
گل نيلوفر گل ارمنى صندل سفيد هر واحد يكماشه در عرق صندل دو توله سائيده آب كشنيز سبز آب خيار سبز آب كدوى سبز هر يك چار توله اضافه كرده در شيشى دهن فراخ انداخته متصل پيش بينى حركت دهند
ايضا براى سرسام حار
[ صفت آن ]
آب بستانافروز و كشنيز سبز و كاهو و نيلوفر تازه هريك نه ماشه حضض مكى صندل سفيد مغز تخم تربز مغز تخم كدو بوش دربندى هر يك سه ماشه در گلاب سوده روغن كدو شير زنان سركهء مقطر هر يك يك توله كافور يك ماشه آميخته به كار برند
لخلخه نافع ضعف دماغ
صفت آن
گلاب و كيوره و عرق بيدمشك آب امرود و سيب روغن بادام شيرين عرق بهارنارنج هر يك يك توله لخلخه سازند
لخلخه مانع عفونت نافع صداع
صفت آن
صندل سفيد سوده كشنيز خشك گلاب سركه ممزوج نموده در ظرفى كنند و ببويند
لخلخه معمول براى صداع حار و سرسام
صفت آن
صندلين يك مثقال گل نيلوفر يك درم گل ارمنى نيم درم در بيدمشك پنج مثقال با گلاب و كيوره سائيده آب كدو آب خيار تر آب كاسنى سبز آب كشنيز تر هر يك سه مثقال در شيشى اندازند و قدرى كافور انداخته لحظهبهلحظه ببويند
ايضا
[ صفت آن ]
گل ارمنى صندل كافور آب كشنيز سركه گلاب بدستور به عمل آرند و گاهى عطر صندل روغن گل آب كاهوى سبز عوض گل ارمنى و صندل مىكنند
لخلخه براى تقويت قلب مجرب
صفت آن
زهرمهره سوده صندل سفيد كافور قيصورى قدرى بگلاب و عرق بيدمشك حل كرده در شيشه يا در صراحى گل كاغذى انداخته حركت داده ببويند
فصل دوم در لزوقات و لطوخات
لزوق معمول جهت صداع و شقيقهء سر و شقيقهء عين
صفت آن
افيون نيم درم مر مكى يك درم تخم كاسنى تخم كاهو هر يك دو درم حضض مكى سه درم كوفته بيخته بلعاب بزر قطونا سرشته بر دو خرقه مدور گذاشته بر صدغين بچسپانند
نوع ديگر كه جهت شقيقه نهايت مفيد
صفت آن
دم الاخوين زعفران هر يك يك ماشه افيون صمغ عربى مكد دو ماشه گاهى بزر البنج و كتيرا نيز افزايند همه را در سفيدى تخم مرغ سرشته بر كاغذ درموار ماليده بچسپانند
لطوخ براى شقيقه و صداع معمول و مجرب
صفت آن
كتيرا صمغ عربى تخم كاهو تخم خشخاش تخم كاسنى دم الاخوين حضض گل سرخ افيون زعفران كوفته بيخته در سفيدى تخم مرغ سرشته بدستور چسپانند
ايضا مجرب و مستعمل
صفت آن
بزر البنج تخم كاهو شياف ماميثا فوفل صمغ بيخ لفاح هر يك يك ماشه افيون نيم ماشه گل سرخ صندل انزروت هريك يك ماشه در آب برگ مورد و كشنيز سبز سائيده بر كاغذ سوزن زده چسپانند
ايضا مجرب و معمول جهت درد شقيقه
صفت آن
گل سرخ كشنيز هر يك چار ماشه بابونه سه ماشه بيخ لفاح يك نيم ماشه بزر البنج سه ماشه افيون يك ماشه بيخ بنفشه سه ماشه