تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
مثل غبار ساخته هر روز دو بار در چشم كشند مجرب‌ست

كحل علوى خان كه در منع نزول و انتشار و ضعف بصر و بياض و گل چشم كه در جدرى پديد آيد و ظفره را از مجربات‌ست

صفت آن

تخم سرس تخم كهرنى كف دريا چتنى معدنى سبز جست ساذج هندى رتن‌جوت سرمهء سياه هر يك دو درم خوب صلايه كرده در آب باديان آميخته در چشم كشند

ايضا منه كه قوىتر از اولست

[ صفت آن ]

چشخام مدبر يك توله دهتهء فرنگ سرمه هر يك نه ماشه شادنج عدسى مغسول ماميران چينى اقليمياى ذهبى و فضى مرواريد ناسفته ياقوت رمانى زبد البحر هر يك شش ماشه توتياى مغسول دو درم صمغ عربى كتيرا هر يك يك درم زهرهء آهو زهرهء كبك ورق طلا هر يك نه ماشه در گلاب و كيوره صلايه كرده مشك سه ماشه

كحل كه براى اكثر امراض چشم چون ضعف بصر و دمعه و حمرت و بياض و ظفره و سبل و جرب در عمل‌ست

صفت آن

پوست هليلهء زرد پوست بليله آمله هر واحد به قدر نيم رطل گرفته در دو آثار آب شيرين يك‌شبانه‌روز تر كنند و آب صاف گرفته جست به قدر نيم پاؤ يك‌صد و بست بار گداخته در آب مذكور سرد نمايند كه به قدر دو دام بماند از آن جهت مسمار سازند و در چوب نيب نصب نمايند و شورهء قلمى سفيد گرفته از آن مسمار باريك بسايند كه رنگ شوره سياه گردد در چشم كشند

[ كحل جهت تقويت بصر ]

كحل جهت تقويت بصر و جذب رطوبات و بقاياى رمد و سبل بسيار مستحسن‌ست از تاليف حكيم شريف خان‌صاحب

صفت آن

سرمهء اصفهانى دو توله مرواريد سائيده سنگ بصرى هر يك شش ماشه بسد يك مثقال شادنج عدسى مغسول چهار ماشه ادويه را علىحده علىحده باريك نموده در گلاب خوب حل ساخته به كار برند

كحل جهت ضعف بصر كه از برودت و رطوبت باشد مجرب داؤد انطاكى

صفت آن

فلفل گرد يك درم دارچينى نصف درم زردچوب ربع درم نانخواه ثمن درم بعد سحق بليغ در چشم كشند و حكيم ذكاء الله خان درين نسخه سرمهء اصفهانى برابر همه اجزا اضافه ساخته و نهايت موثر يافته

كحل كه براى تقويت بصر و رفع سبل و دمعه و بقاياى رمد نافع

صفت آن

صدف سوخته چار ماشه توتياى كرمانى مغسول بست ماشه نبات سفيد شش ماشه باريك سائيده در چشم كشند

كحل چشخام علوى خان كه براى ضعف بصر كه از رقت روح باصره باشد نافع‌ست

صفت آن

چشخام مدبر توتياى كرمانى مدبر سرمهء مدبر هر واحد يك توله مرواريد ناسفته هفت ماشه اقليمياى فضه و ذهبى محرق مغسول هر يك هفت ماشه ابريشم سوخته شادنج مغسول هر يك شش ماشه ماميران چينى سه ماشه زهرهء آهو زهرهء دراج هر يك يك ماشه ورق طلا دو ماشه مشك چهار حبه در سنگ سماق صلايه كرده به كار برند

كحل مقوى چشم نافع اكثر امراض آن و روشنى افزايد و معمول‌ست

صفت آن

فلفل شانزده عدد دارفلفل شصت عدد غنچهء ياسمين پنجاه عدد گل كنجد هشتاد عدد باريك سائيده به كار برند

كحل دافع ضعف بصر مجرب النفع

صفت آن

مغز سمندر پهل چهار عدد فلفل سفيد هشت عدد كات سفيد برابر هر دو سنگ بصرى برابر هر سه سحق بليغ نموده تا دو هفته اكتحال نمايند و اگر در آب برگ سرس صلايه نمايند قوى العمل گردد

ايضا براى ضعف بصارت و بياض عين مستعمل

صفت آن

مغز تخم سرس كه زردى برآيد سنگ بصرى ماميران اقليمياى نقره شورهء قلمى غنچهء ياسمين هر واحد دو ماشه سرمه يك توله باريك سائيده به كار برند

كحل مقوى بصر و مجرب و معمول

صفت آن

كافور يك دانگ زعفران مشك خالص ساذج هندى