تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
صره را بدست ماليده دور كنند و آب زرشك پنجاه درم و زرشك بيدانه پانزده درم در آب مذكور شيره گرفته در سه پاؤ گلقند نسترن و يك نيم آثار قند قوام ساخته طباشير سفيد ابريشم مقرض هر يك دو توله كافور سه ماشه آميزند

شربت صندل ترش كه در ضعف قلب و خفقان حار به كار آيد

صفت آن

كشنيز خشك كوفته پنج درم صندل سفيد كوفته سى درم در آب‌غوره يك صد درم و سركهء خالص پانزده درم و آب خالص يك آثار يك شبانه‌روز خيسانيده بجوشانند تا بثلث رسد ماليده صاف نموده قند يك آثار داخل كنند و زعفران نيم درم در خرقه بسته در افكنند و ببيزند و كف بردارند و بقوام آرند و زعفران را چند بار ماليده بيرون آرند پس نيم مثقال كافور و طباشير و صندل سفيد بگلاب سوده هر يك دو درم در وقتىكه نيم گرم باشد داخل سازند شربتى پنج درم بشربت سيب يا شيرهء خرفه

[ شربت عناب به نسخهء حكيم علوى خان ]

شربت عناب به نسخهء حكيم علوى خان نافع از براى جميع امراض دموى خصوصا خفقان و امراض قلبى دموى و صداع بمشاركت امراض دموى قلب

صفت آن

عناب دانه برآورده سى عدد گل بنفشه گل نيلوفر گل گاو زبان گل سرخ هر يك دو مثقال در شش رطل گلاب و شش رطل بيدمشك بجوشانند چون به نصف رسد بپالايند و ادويهء مذكوره را به عرق مذكور مرتبهء ثانى داخل نموده باز بجوشانند چون سه رطل بماند بپالايند و قند سفيد و ترنجبين پاك كرده و شيرخشت از هر يك يك رطل داخل نموده دو جوش داده بپالايند و باز در ديگ كرده بقوام آورند شربتى تا دو اوقيه

شربت نافع خفقان حار مقوى قلب

صفت آن

گاو زبان گل سرخ برادهء صندل گل نيلوفر هر يك يك نيم توله قند پاؤ آثار بقوام آرند و در آخر قوام يك درم طباشير سوده افزايند شربت دو توله و گاهى گل گاو زبان گل نسرين كشنيز خشك ابريشم مقرض بهمنين عناب زياده كرده مىشود

شربت نافع خفقان

صفت آن

گاو زبان گل گاو زبان گل نسرين ابريشم مقرض برادهء صندل كشنيز خشك هر واحد سه درم گل سرخ ساذج بهمنين هر يك دو درم قند سه چند

شربت انناس كه مقوى و مفرح قلب‌ست

صفت آن

آب انناس يك جز قند سفيد نيم جز گلاب بيدمشك هر يك ثمن جز مشك قدرى بدستور طيار نمايند و اگر سرفه نباشد آب‌ليمون به قدرى كه ترش گرداند نيز اضافه كنند

شربت گاو زبان عنبرى براى تقويت اعضاى رئيسه مجربست

صفت آن

برگ گاو زبان پنج توله گل گاو زبان دو نيم توله بادرنجبويه يك توله پاؤ بالا صندل سفيد بگلاب سوده تخم فرنجمشك هر يك نه ماشه كشنيز خشك يك توله تخم بادرنجبويه نه ماشه زرشك توله شب در گلاب و عرق بيدمشك هر يك پاؤ آثار تر كرده صبح بجوشانند هرگاه نصف بماند صاف كرده قند سفيد نيم سير داخل كرده بقوام آرند پس ورق نقره نيم توله ورق طلا عنبر اشهب هر يك سه ماشه مشك يك ماشه داخل كنند

شربت ابريشم كه جهت خفقان و توحش سوداوى منفعت عظيم دارد و در تقويت قلب و دماغ بىعديل‌ست

صفت آن

ابريشم زرد خام ده توله يك شبانه‌روز در سه آثار آب آهن‌تاب خيسانيده بجوشانند تا يك سير بماند صاف كنند و گاو زبان بادرنجبويه هر يك يك مثقال علىحده در قدرى آب جوشانيده