نكند ( به واسطهء قلّت امور معينه آنها ) ، بلكه با قدرى شهوق و طول باشد ( زيرا كه روح در طول عرق سارى است ) ، اما ايجاب ضيق مفرط مىنمايد ( بنا بر كثرت امور معينه از اجسام مكثّفهء موجب ضيق ) ؛ به خلاف آنكه به سبب ضعف قوّهء فقط باشد كه در آن صلابت نبود و ضعيف و مفرط القصر و الانخفاص بود ( لتحقق موجبها ) ، اما آنجا كه مع صلابت ضعف قوّه باشد ، نبض در هر سه قطر بسيار كم مىشود .
سوم ، قلّت حاجت است كه باوجود اعتدال قوّه و آلت ايجاب صغر مىنمايد ، ليكن در آن ضعف نباشد . چه ، ضعف نبض بنا بر ضعف قوّه مىباشد و قلّت حاجت مقتضى ضعف قوّه نيست .
و بدانند كه هيچيكى يكى از اين اسباب ثلاثه شايستگى آن ندارد كه واجب كند صغر را به مبلغ ايجاب ضعف [ قوه ] ؛ زيرا كه قوّه قوىترين اسباب است در ايجاب عظم . و هر شىء كه در ايجاب حالت اقوى بود ، ضدّ او در ايجاب ضدّ آن حالت اقوى باشد . و از اين معلوم شد كه ايجاب صلابت مر صغر را اقوى از ايجاب عدم حاجت بود مر آن را . چه ، ايجاب لين آلت مر عظم را اقوى است از ايجاب شدّت حاجت مر آن را .
و صغر صلابت مع قوّه زيادهتر از صغر عدم حاجت مع قوّه بود . بهر آنكه قوّه مع عدم حاجت در نبض معتدل نقصان كثير نمىآرد . چه ، از براى قوّه و عدم حاجت از بسط مانعى نيست به واسطهء انتفاى صلابت ؛ به خلاف صلابت مع قوّه كه نقصان كثير در اعتدال مىآورد . پس ، صغرى كه صلابت آن را واجب مىكند زيادهتر از صغرى بود كه عدم حاجت آن را حادث نمايد .
* و اگر حاجت شديد و قوّه قوى و آلت صلب باشد ، در اين صورت ، بالضرور ، باوجود صغر ، نبض سريع خواهد شد ؛ بنا بر آنكه تدارك نمايد به سرعت آنچه كه فوت شده به واسطهء صلابت از عظم .
* و اگر حاجت شديدتر باشد ، با صغر و سرعت تواتر نيز لاحق شود ؛ لتدارك ما فات من العظم و السرعة .
* و اگر قوّه ضعيف باشد ، پس در اين حالت نه تعظّم نبض يافته مىشود و نه ايجاب سرعت ، بلكه صغير متواتر مىگردد ؛ بنا بر تدارك به تواتر
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٤٣