بدان كه . . .
« مراد از ادلهء نبض چيزهايى است كه به واسطهء آنها نبض بر حال بدن دلالت مىكند » « 1 » و بو على سينا مىفرمايد :
اجناسى كه از آن حال نبض دريافت مىكنند - به حسب وضع كردن اطبّاء - ده جنس است و اگرچه بر ايشان واجب بود كه نه جنس مىگردانيدند ، زيرا كه از جمله اجناس ادلهء نبض كه جنس استوا و اختلاف است ، اختلاف آن گاهى منتظم مىباشد و گاهى غير منتظم . پس ، منتظم و غير منتظم از انواع مختلفى باشند كه آن نوعى از جنس استوا و اختلاف است ، و ليكن بنا بر كثرت اقسام مندرجهء تحت منتظم و غير منتظم آن را جنسى برأسه قرار دادهاند و بدين سبب ، اجناس ده شدند ؛ ورنه حقيقة اجناس مذكوره نه بودند . . . .
و از اينجاست كه در مقامى ديگر از كلام شيخ مستفاد مىشود كه عند التحقيق جنس نهم مثل نوع جنس هشتم است .
بالجمله ، اجناس مذكوره اين است :
هامش
( 1 ) . هريك از اجناس عشره دلالت بر حالتى دارند و فهم اين نكته در درك نبض بسيار مهم است .
صاحب كامل مىنويسد : « إن أحوال النبض تختلف اختلافا كثيرا بحسب اختلاف القوّة المحركة و بحسب اختلاف الحرارة الغريزية و بحسب اختلاف أحوال الشريان و ما يحتوى عليه من الدم و الروح إن كانت هذه على الطبع أو خارجة عن الطبع » .