جنس اول مأخوذ از مقدار نبض
بدان كه انواع اين جنس يا بسيطاند يا مركّب .
* بسيط آن [ است ] كه معتبر به حسب يك قطر بود .
* و مركّب آن است كه به حسب دو قطر يا سه قطر باشد .
و اقطار هر جسم سه است : طول و عرض و عمق . « 1 » پس :
* طول منبسط از شريان آن [ است ] كه در طول ساعد محسوس گردد .
* و عرض او آن است كه در عرض ساعد مدرك شود .
* و عمق او آنكه در مسافت انبساط محسوس شود . و اين عند ارتفاع
هامش
( 1 ) . در ابتداى اين بحث لازم است گفته شود كه هريك از اين سه قطر دلالتهاى معينى دارند . يعنى طول دلالت بر كثرت يا قلت حرارت و قوه دارد ؛ عرض دلالت بر كثرت يا قلت رطوبت موجود در شريان ؛ و عمق دلالت بر حرارت دارد . ازاينرو صاحب خلاصة الحكمة در بحث دلالات اين جنس مىنويسد : « زايد در طول [ يعنى طويل ] دلالت بر كثرت حرارت و قوّت مىنمايد * و قصير كه ضدّ آن است بر ضعف آن هر دو * و معتدل ميان آن هر دو دلالت بر اعتدال آن هر دو * و عريض كه ضدّ ضيق است دلالت بر زيادتى رطوبت * و ضيق كه ضدّ عريض است بر قلّت رطوبت و زيادتى يبوست * و اعتدال ميان آن هر دو بر اعتدال آن هر دو . * و شاهق كه ضدّ منخفض است دلالت بر زيادتى حرارت * و منخفض كه ضدّ شاهق است بر كمى آن * و معتدل ميان آن هر دو بر اعتدال ميان آن هر دو » . ( خلاصة الحكمة ، ج 1 ، ص 587 )