انعاش
برداشتن . بلند كردن .
انغمار
در آب فرو رفتن . به آب فرو رفتن . اغتماس .
به آب فرو شدن .
آنفا
اكنون . هماكنون . ديگربار . عكس اخيرا .
سالفا . اندكى پيش .
انفتاح
گشاده شدن . پاره شدن رگ از سر آن . انشقاق عرق در سر آن ، مقابل انصداع . گشاد و بازشدگى . گشادگى .
سپيد گرديدن . شكافته شدن . باز شدن سر چيزى ( مانند دمل ) . تفرق اتصال در وسط وريد .
انقص
ناقصتر . كمتر و عيبناكتر . ناتمامتر .
كوتاهتر .
گواريدن و گوارد شدن . گوارا شدن . طعام سريع الانهضام : طعام زودگوارا ( در برابر بطىء الانهضام : طعام زودگذرنده ) .
انواع
ج نوع . گونهها و جنسها و نوعها . ج نوع در برابر جنس و فصل .
ايجاب
فرض كردن . لازم گردانيدن . يك بار خوردن در شباروزى .
تغييرى كه بيمار را پيدا آيد در تب و با يوم اضافه شود چنان كه گويند « يوم بحران » . يوم باحورى بر خلاف قياس نيز گفته شده است به انتساب به باحور يا باحوراء كه شدت گرماى تابستان باشد . شدت بعض بيماريها چون تب مطبقه در روزهاى معلوم كه به برء يا هلاك منتهى شود . اين روز را يوم بحران و يوم باحورى گويند و گوئى منسوب به باحوراء باشد از جهت شدت گرما . ( باحوراء و هو شدة الحر فى تموز ) . تغيير عظيم كه دفعتا در مرض واقع شود از مقاومت طبيعت با مرض كه يا به سوى صحت كشد يا به سوى هلاك . و تشبيه كردهاند طبيعت را به سلطان و مرض را به دشمن و بدن را به ملك و روز بحران را به روز قتال ، پس اگر درين روز سلطان كه طبيعت است دشمن را كه مرض است از ملك براند بحران تام جيد گويند و اگر دشمن غالب شود - نعوذ باللّه منها - و سلطان را بكشد و ملك را فرو گيرد بحران تام ردى نامند . لفظ بحران در اصل يونانى است . به اصطلاح اطباء منازعت طبيعت با مرض . اندر لغت يونانى لفظى است شكافته از چيره شدن يك خصم به خصم ديگر از بهر آنكه همچنانكه دو خصم مدتى بر يكديگر چيرگى جويند و هرگاه كه فرصت چيرگى يابند آنكه چيره شود در حال كار خويش بكند و هيچ مهلت ندهد همچنين است طبيعت با مادت بيمارى .
گازى كه از مواد مرطوب در حال تبخير جدا شود يا بر اثر حرارت از مايعات يا جامدات برخيزد و به هوا رود . آنچه به شكل دود يا رطوبت از آب گرم يا هر جسم جامد يا مايعى بر اثر حرارت از آن برخيزد و به هوا رود .
مجموعهء ترشحات غدد بناگوشى و زيرفكى و زيرزبانى و ساير غدد ريز موجود در مخاط