تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
هرگاه كه مادّه به رگها ميل كند استفراغ يا به عرق باشد و يا به ادرار بول . و اگر استفراغ به حقنه كنند كه از شحم حنظل و قنطوريون و سازند روا باشد . و اگر به استفراغى حاجت افتد ، داروى مسهل خوردن صوابتر از قى كردن و رگ زدن باشد . ( استفراغ بولى ) : خروج بول . ( استفراغ ثفلى ) : خروج غايط . تغوّط . ( استفراغ جزئى ) : انتقاص از عضوى مخصوص ، مانند استفراغى كه از سعوطات و عطوسات كنند . مولف گويد : استفراغ با راء مهمله عبارت است از كم شدن مواد از بدن و استفراغ كلى آن چيز را گويند كه از تمامى بدن كم شود . بنابراين استفراغ جزئى آن چيزى را گويند كه از عضو مخصوصى كم شود مانند سعوطات و عطوسات استفراغ شده از سر به تنهائى و گاه استفراغ كلى گويند و از آن استفراغ تمامى اخلاط خواهند و درين صورت استفراغ جزئى آن باشد كه از بدن خلط مخصوصى استفراغ شود ، مانند اسهال و قى . كذا فى بحر الجواهر . به حكم آنكه جماع نوعى است از استفراغ جزئى . ( استفراغ كردن ) : برگرداندن . برگردانيدن . قى كردن . هراشيدن . ( استفراغ كلى ) : انتقاص مواد از همهء بدن . ( استفراغ منوى ) : خروج منى . بيرون كردن منى .

استقصاء

جهد تمام كردن . كوشش تمام كردن . سعى و كوشش بسيار . سختگيرى در محاسبه . دقت بسيار در حساب .

استكمال

تمام كردن خواستن . طلب تمامى كردن . تمام شدن خواستن . تمامى خواستن . بر قفا خفتن . گذشتن و رفتن پيوسته . بر يك روش رفتن . به بينى كشيدن چيز مايع كه بسيار سائل باشد . آب و جز آن در بينى كردن . بوى كردن چيزى را . بوئيدن .

استوا

استوا . خطى موهوم كه زمين را به دو نيمه كند از اقصاى مشرق تا اقصاى مغرب . معدل النهار . استواى فلكى .

استواء

برابر يكديگر شدن . معتدل گرديدن . راستى . مقابل انحناء . قرار گرفتن .

استيفا

تمام فراگرفتن . تمام فرو گرفتن . تمام گرفتن .

استيلا

استيلا . دست يافتن

اسخن

نعت تفضيلى از ساخن . گرم‌تر .

اسرع

نعت تفضيلى از سرعت . شتاب‌تر . بشتاب تر . زودتر . تندتر . تيزتر . چالاك‌تر . سريع‌تر . ازرع .

اسفل

نعت تفضيلى از سافل . زيرتر . بزيرتر . پست تر . فروتر . فرودتر . پائين‌تر . مقابل اعلى . ج اسفلون ، اسافل .

اسقام

ج سقم و سقم . بيماريها . امراض .

اسنان

ج سنّ . سالها . دندانها . كلانسال شدن . برآمدن دندان .
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 306 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان ) / اسماعيل ناظم