تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨

انبعاث

برانگيخته شدن . فرستاده شدن . اندفاع .

انتشار

گسترده گرديدن و دراز گشتن روز . فاش شدن خبر . انتفاخ عصب دابه . گسترده شدن شاخه‌هاى خرمابن و برگ برآوردن آن .

انتظام

دركشيدن و راست گرديدن مرواريد . در رشته فراهم آمدن و اتساق مرواريد . به هم باز دوختن . تمام شدن كار .

انتعاش

برخاستن . بلند شدن . افاقه يافتن بيمار . عيش و نشاط .

انتفا

نيستى و ناپديدى . نيستى . نابودى . نفى شدگى . دوركردگى . برآماسيدن چيزى . آماسيدن . بردميده شدن . باد آوردن . باد كردن . برآماسيدن . آماس كردن . ورم كردن . آماسيدن . بلند برآمدن روز . آماسيدگى . پرشدگى از نفخ و باد .

انتفاع

سود يافتن . منفعت و سود و فايده . ( انتفاع الاخيار باعدائهم ) : از كتب جالينوس است كه به عربى ترجمه شده .

انتقاص

كم كردن . كم شدن .

انتهاض

برخاستن . بلند شدن . كشيده شدن . برگرديدن . جذب و كشش و دل‌فريبى و ميل و اشتياق . باشد كه مادهء آماس را مددى به دو پيوندد و اين پيوستن عدد را انجذاب گويند . افسرده و بسته شدن . يخ بستن . فسردگى و بستگى . به نشيب فرود پايين آمدن . فرو شدن . فرود آمدن . آماسيدن پوست . هضم شدن . گذشتن . ( بطىء الانحدار ) : ديرگذر . ديرگذار . خميدگى و كجى و اعوجاج . ( انحنا داشتن ) : خميدگى و كجى داشتن . ( قابل انحنا ) : چيزى كه بتوان آن را كج كرد . فرونشستن آماس جراحت . از بين رفتن ورم زخم .

انسى

طرف درون عضو . جانب چپ از هر چيز . اصمعى گفته است جانب راست از هر چيز و نيز گفته هر دو عضو انسان مانند دو ساعد و دو قدم . و نيز گفته هر دو عضو انسان مانند دو ساعد و دو قدم و هرچه رو به انسان دارد انسى است و هرچه پشت به انسان دارد وحشى است . از دستها و پاها آنچه رو به داخل دارد . جانب اندرونى عضو . ريخته شدن . ريخته شدن آب و هرچه رقيق باشد . ج نضج . پخته شدن . رسيدن . آماده شدن براى دفع . فشردگى . افشردگى . فشار .

انضمام

فراهم آمدن . باريك ميان گرديدن . افزونى . افزون‌شدگى . پيوستگى چيزى به چيزى .