تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
كند بر قتل . زيرا كه انتظام او خبر مىدهد بر كثرت ماده ؛ و اگر غير منتظم بود ، چندان ردئ نباشد و در آن هلاكت نيست ؛ بنا بر قلّت ماده و خفّت خباثت او . و الغيب عند اللّه .

دهم . واقع « 14 » فى الوسط

و آن نبضى است مختلف قوى متواتر كه هنگام توقّع سكون در آن حركت واقع شود . و اين حركت نه از مركز به سوى محيط بود و نه بالعكس ، بلكه واقع شود ميان آن هر دو ( بنا بر امرى كه محتاج كند طبيعت را بر تحريك در زمان راحت ) . و اگرچه نبض غزالى مختلف در جزء واحد مىباشد ، ليكن وقتى كه در نبضات عديده بود ، محتاج گردد به فرق ميان خود و ميان واقع فى الوسط . و فرق فىمابين هر دو آن است كه در غزالى اختلاف سرعت و بطوء در اجزاى انبساط واحد بعينه مىباشد ، پس لاحق مىشود در آن حركت سريعهء ثانى حركت بطيئهء « 15 » اولى را قبل انقضاى اولى و هر دو از انبساط واحد مىباشند . و همچنين در هر نبضه . و اما در واقع فى الوسط لاحق مىشود نبضهء طاريه - يعنى قرعهء عارضيه - نبضهء سابقه را بعد انقضاى انبساط بتمامه در زمان سكون محيطى و در زمان انقضاى حركت اولى . بالجمله ، سبب اين نبض حرارت شديد است كه محتاج مىكند طبيعت را بر تحريك در غير وقت حركت .

يازدهم . متشنّج

و آن عبارت است از نبضى كه در آن حركت شبيه به حركت تشنّج باشد - يعنى مختلف بود در تقدّم و تأخّر - و مانند رشته كشيده باشد . و سبب اين نبض در قوّه و آلت هر دو مىباشد ( اما در قوّه ، تشويش تحريك است بلانظام ، و اما در آلت ردائت قوام است ) ، نه در هر واحد از قوّه و آلت . زيرا كه اگر هر واحد از
هامش
( 14 ) . ( در نسخه ) : دافع . ( 15 ) . ( در نسخه ) : بطيه .
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 290 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان ) / اسماعيل ناظم