صغر رجوع نمايد و از غايت صغر به حدّ سقوط رسد .
* دوم ، ذنب ثابت ( يعنى واقف )
و او آن است كه از زيادت يا نقصان آغاز كند و بالتدريج به ضدّ آن مرتبه رسيده بر آن ثابت و واقف ماند .
* سوم ، ذنب راجع ( يعنى عائد )
و او آن است كه از مرتبهاى شروع كرده ، بالتدريج به ضدّ او رسد و از آنجا باز به مرتبهء اوّل عود نمايد .
- پس اگر به مرتبهء آغاز - بىكموبيش - رسد ، آن را ذنب راجع تام الرجوع گويند .
- و اگر به كمتر از آن مرتبه رسد ، آن را ذنب راجع ناقص الرجوع خوانند .
- و اگر به زيادهتر از مرتبهء آغاز رسد ، آن را ذنب راجع زائد الرجوع نامند .
و بودن نبض ذنب الفأر از اقسام مختلف مركّب به اعتبار لزوم اختلاف است در قوام آلت ( مثلا ، براى اختلاف در عظم ) ، بل لزوم اختلاف در سرعت نيز مىباشد .
زيرا كه طبيعت در اغلب تدارك مىكند به سرعت چيزى كه فوت شده از عظم ، و در هنگام رجوع به زيادتى سرعت كم مىشود ، لعدم الحاجة اليه .
بالجمله ، سبب ذنب الفأر ضعف قوّه است كه اخذ مىكند از اجتهاد به سوى استراحت به تدريج ، و از استراحت به سوى اجتهاد . و از اين جهت ، گاهى نبض زيادتى مىپذيرد و گاهى نقصان .
و ذنب الفار مطلق دالتر است بر قدرى قوّت بر عدم غايت ضعف [ كه ] به نسبت دودى و نملى دارد .
* و اقسام او ذنب منقضى است كه منتهى به سقوط مىگردد . زيرا كه دلالت مىكند بر سقوط قوّه و عجز طبيعت از حركت .
* و بعد از آن ، ذنب ثابت كه رجوع نمىكند به سوى قوّه . [ و اين ] ردئتر از ذنب راجع است و دالتر بر ضعف . چه ، ظاهر است كه ضعف در جميع اوقات ردئتر از ضعف در بعض اوقات و قوّت در
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٢٨٥