تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤

ششم . ذنب الفأر

و او آن است كه به تدريج آغاز كند در اختلاف ( از نقصان به زيادتى يا از زيادتى به نقصان ) . و آن گاهى در نبضات كثيره * و گاهى در نبضهء واحد به اجزاى كثيره * و گاهى در جزء واحد مىباشد ؛ چنانچه در جنس استوا و اختلاف گذشت . مثال اختلاف به اعتبار نبضات آن است كه زيادتى نبضهء اولى بر نبضهء ثانى يا نقصان اولى از ثانى مثل زيادتى نبضهء ثانى بر نبضهء ثالث يا نقصان ثانى از ثالث باشد ، و زيادتى نبضهء ثانى بر نبضهء ثالث يا نقصان او از آن مثل زيادتى نبضهء ثالث بر نبضهء رابع يا نقصان او از آن باشد . و مثال اختلاف به اعتبار نبضهء واحد در اجزاى كثيره آن است كه ما تحت اصبع اولى بر حدّ زيادتى باشد و ما تحت ثانى انقص از اولى و ما تحت ثالث انقص از ثانى و ما تحت رابع انقص از ثالث و يا به عكس اين باشد ؛ يعنى ما تحت ثانى ازيد از اولى و ما تحت ثالث ازيد از ثانى و ما تحت رابع ازيد از ثالث باشد . و همچنين در حالت نقصان ؛ يعنى ما تحت اصبع اولى بر حدّ نقصان و ما تحت ثانى ناقص‌تر از اولى و ما تحت ثالث ناقص‌تر از ثانى و ما تحت رابع ناقص‌تر از ثالث بود . مثال اختلاف به اعتبار نبضهء واحد در جزء واحد آن است كه مبدأ انبساط زياده‌تر باشد پس ناقص گردد بالتدريج ، يا به عكس اين باشد ؛ يعنى مبدأ انبساط ناقص‌تر بود ، پس « 10 » زياده شود به تدريج . و اختلاف اخصّ اين نبض آن است كه متعلّق به عظم باشد . چه ، آن اولىتر است در مشابهت با دم موش كه بعض او غليظ و بعض او رقيق بود . و اگرچه گاهى به اعتبار بطوء و سرعت و قوّت و ضعف نيز مىباشد . و ذنب الفأر سه قسم است : اول ، ذنب منقضى ( يعنى ساقط ) و او آن است كه از عظم ابتدا كند و بالتدريج از انتهاى صغر درگذرد و نامحسوس گردد ، و يا از صغر شروع كند و به عظم رسيده باز به
هامش
( 10 ) . ( در نسخه ) : پستر .