حاجت داعى ، در اين صورت ، بالضرور نبض سريع گردد ( بنا بر تدارك به سرعت چيزى را كه فوت شده به واسطهء صلابت از عظم ) .
فافترقا .
6 . نبض صغير و قوى و بطىء
سبب صغر و بطوء قلّت حاجت است و موجب قوّت قوّه [ توسط ] آلت . و اين صغر به نسبت صغرى كه از صلابت باشد كمتر بود ؛ لما قلنا فى احوال النبض الصغير . و وجه نبودن صغر از صلابت در اينجا آن است كه به قول شيخ : صلابت مع قوّت [ در اين نبض ] ايجاب كثرت حاجت مىكند و آن محدث سرعت است نه بطوء . و صغر و بطوء كه از ضعف قوّه بود اجتماع او با نبض قوى هم امكان ندارد .
فثبت انّ سببهما قلة الحاجة لا غير .
7 . نبض صغير و ضعيف و سريع
و اين قسم عديم الوجود است . بهر آنكه سرعت بىقوت نباشد ، مگر آنكه ضعف كمتر يا نسبى باشد .
چنانچه نبض نساء كه صغير و ضعيف و سريع از نبض رجال مىباشد . و سبب صغر در ايشان ضعف حرارت آنها و نقصان او از حرارت مردان است ، و باعث ضعف آنكه [ قوه ] نساء اضعف از رجال مىباشد ، زيرا كه جبلت طبعى ايشان بر همين است ( بنا بر قلّت حاجت آنها به سوى اعمال و حركات قويّه ) .
و موجب سرعت آن است كه قائم شود سرعت در ادخال هوا مقام عظم در صورت وجود حاجت و نقصان قوّه ، تا طبيعت تدارك حاجتى كه از عظم فوت شده به سرعت نمايد .
8 . نبض صغير « 2 » و ضعيف و بطىء
سببش ضعف قوّه و عدم حاجت است ، كما لا يخفى .
و اين نبض در اوّل خواب و آن [ خواب ] كه بعد هضم غذا ممتدّ گردد
هامش
( 2 ) . ( در نسخه ) : صغر .