3 . نبض عظيم و ضعيف و متواتر
سببش كثرت حرارت است و ضعف قوّه ، چندانكه مانع از عظم نباشد .
چه ، در صورت كثرت حرارت نبض عظيم با ضعيف ممكن الجمع است .
4 . نبض عظيم و ضعيف و متفاوت
سبب اين نوع نيز كثرت حرارت است ( مگر چندانكه به عظم اكتفا كند ) و ضعف قوّه ( چندانكه مانع عظم نباشد ) .
5 . نبض صغير و قوى و متواتر
سبب صغر اين نوع به جز انضغاط يا صلابت آلت نبود ، و سبب تواتر كثرت حاجت بود . و در اين صورت ، سرعت نيز لازم باشد ؛ لما قلنا فى النبض الخامس من القسم الاول ، فهذا النوع ليس بمحصلة الوجود .
6 . نبض صغير و قوى و متفاوت
سبب صغر انضغاط رگ ، و سبب تفاوت در اينجا قلّت حاجت است .
زيرا كه :
- تفاوت كه از ضعف و سقوط قوّه باشد وجود او با نبض قوى ممكن نيست .
- و تفاوتى كه از غلبه قوّه باشد بدون سرعت نبود ؛ لاستيفاء الحاجة به و استغنائه من التواتر .
7 . نبض صغير و ضعيف و متواتر
سببش ضعف قوّه است ، بنا بر فرط تحليل يا انجماد رطوبت * و كثرت حاجت عارضى به واسطهء صغر .
و باشد كه سبب صغر آن انضغاط قوّه تحت مادهء خلطى يا تمدّد رگ باشد .
و سبب صغر كه صلابت آلت بود بىصلابت نبض نباشد .
و در امور مضادّ طبع كه قوّه را تحليل كنند ( مثل درد شديد و آلام نفسانى قوى التحليل ) اين نبض يافته مىشود ، ليكن هرگاه قوّه زياده