3 . نبض ضعيف و سريع
سبب اين ضعف قوّه و كثرت حرارت بود و اين نوع وجود ندارد . از براى آنكه :
- حصول سريع با « 1 » ضعيف ممكن نباشد ( لضرورة القوة فى السرعة ) ، بلكه در صورت ضعف تواتر عوض سرعت ظاهر مىگردد ( لكون الضعف سببا له ) .
- و ايضا ، مىتواند كه از صغر نيز خالى نبود ( لوجود سببه و هو الضعف ) .
- ليكن در صورت ضعف قليل و حاجت كثير اجتماع عظم و سرعت با ضعف نبض جايز داشتهاند . و در اين حالت باشد كه مانع عظم انضغاط بود ، به قدرى كه عظم را به مرتبهء اعتدالش فرود آرد و سرعت برقرار ماند .
4 . نبض ضعيف و بطىء
سببش ضعف قوّه و قلّت حرارت باشد و اين ظاهر است ، اما صغر با اين نوع هم يار بود - لما مرّ - مگر به صغر صلابت نرسد ( لما قلنا فى سبب صغر النبض ) .
و گويند كه اين نبض در صداع بلغمى مىباشد ( به سبب قلّت حاجت به سوى ترويح بنا بر برودت بلغم ، و به سبب ضعف قوّه كه ملاك آن حرارت است ) .
و در آخر حمل ، بعد شهر سادس ، نيز نبض مذكور پديد آيد ؛ به سببى كه در نوع اوّل قسم پنجم نبض مركّب ثلاثى مسطور گردد .
هامش
( 1 ) . ( در نسخه ) : يا .