2 . نبض قوى و متفاوت
سبب قوّت ظاهر است ، و سبب تفاوت قلّت حاجت بود چندانكه در اعتدال عظم و سرعت نقصان نيارد . چه :
- اگر سبب تفاوت غلبهء قوّه بود ، آن را تقدّم عظم و سرعت لازم است تا ايفاى حاجت او به عظم و سرعت و استغناى او از تواتر حاصل شود .
- و اگر برد شديد مقلّل حاجت بود ، در آن صورت ، از صغر و بطوء خالى نبود .
- و ايضا ، تفاوت كه از ضعف و سقوط قوّه بود اجتماع او با قوّت ممكن نبود ؛ لاستحالة اجتماع الضدّين .
3 . نبض ضعيف و متواتر
سبب اين ضعف قوّه است ( چندانكه عظم و سرعت را به مرتبهء اعتدال فرود آرد و مؤدّى به صغر نگردد ) * و كثرت حرارت عارضى ( بنا بر تدارك به تواتر چيزى را كه از عظم و سرعت فوت « 1 » شده ) . ورنه ، به صورت شدّت ضعف ، به اين نوع صغر و بطوء لازم باشد ؛ لوجود سببهما و هو الضعف .
4 . نبض ضعيف و متفاوت
سببش ضعف قوّه بود ، ليكن نه چندانكه باعث صغر گردد .
و اگر سبب متفاوت در اينجا برد شديد مقلّل حاجت با سقوط قوّه باشد ، پس اين نوع هم از صغر و بطوء خالى نبود ، لوجود سببهما و هو الضعف و البرد .
و تفاوت كه به سبب غلبهء قوّه بود ، شمول او با نبض ضعيف خارج از امكان است ؛ كما لا يخفى .
هامش
( 1 ) . ( در نسخه ) : قوت .