عنقريب مىآيد به تفصيل تمام . و هذا ما تيسّر لى فى هذا المقام .
و بدان كه :
* نبض قوى معتدل به جميع باب - يعنى سرعت و تواتر و حرّ و برد و غيره - در فصل ربيع و بلاد معتدل مىباشد .
* و شراب معتدل المقدار نيز به واسطهء تقويّت و تغذيه در نبض قوّت مىافزايد .
* و ايضا آب به سبب تنفيذ غذا نبض را قوى مىگرداند .
*
و دوم ، ضعيف است
و او ضدّ قوى است كه انامل را قرع به قوّت نكند و اصابع را صدمه نرساند و به ادنى انغماز « 4 » باطل شود و سر انگشتان را از خود دفع ننمايد ، اگرچه عظيم باشد .
پس :
* اگر ضعف نبض به سبب ضعف قوّه حيوانى بود ، آن را « ضعف حقيقى » گويند .
* و اگر سبب ضعف فرط صلابت شريان باشد ، آن را « ضعف غير حقيقى » نامند .
و فرق فىمابين آن است كه در اوّل ، آلت لين بود و باوجود آن ، اگر حاجت كثير بود ، نبض عظيم باشد ؛ و در ثانى ، با صلابت باشد و اين را صغر نبض لازم است .
بالجمله ؛ سبب ضعف نبض :
* يا ضعف قوّه است .
* و يا « 5 » صلابت آلت كه بدان سبب قوّه بر تحريك نبض قوى نباشد به نهجى كه حركت او مقاومت به غمز « 6 » اصابع نمايد و اگرچه در اصل قوى باشد ، يعنى قوّه فى نفسها ضعيف نباشد .
هامش
( 4 ) . ادنى انغماز : منظور كمترين فشار است . در معنى واژههاى إنغمار ، إنغماز ، إغمار ، و إغماز در كتب طبى دقت بايد كرد .
( 5 ) . ( در نسخه ) : و با .
( 6 ) . غمز در لغت به معنى فشردن است .