جنس دوم مأخوذ از كيفيّت قرع عرق اصابع را
و اين سه نوع است . زيرا كه قوّهء محركهء نبض يا قوى باشد يا ضعيف و يا متوسط .
پس :
اوّل ، قوى است
و او آن است كه به قوّت قرع كند به سر انگشتان در وقت انبساط و هرچند رگ را به انگشتان بفشارند حركت او باطل نگردد ، بلكه انگشتان را از خود دفع نمايد .
و اين دلالت مىكند بر شدّت قوّه حيوانى كه محرّك شريان است . چه ، هرگاه محرّك در كمال قوّت باشد ، متحرّك آن نيز قوى مىباشد .
[ و ] بالجمله ، سببش قوّت قوّه است فقط . اما به قول جالينوس در سبب اين نبض باوجود قوّت قوّه مطاوعت آلت نيز شرط است ، زيرا كه نزد او صلابت آلت مضعّف « 1 » قوّه است ؛ به سببى كه در نوع اوّل از قسم هشتم نبض مركّب ثنايى بيايد .
راقم گويد كه :
* اگر وجود شرط مذكور در اين نبض ضرورى بودى ، اجتماع نبض قوى با صلب امكان نداشتى .
هامش
( 1 ) . مضعّف : ضعيفكننده .