تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائد الطفية ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
پس معلوم مىشود كه اجناس اليه حمّى سه جنس است و در تحت هر يك انواعى چند ؛ مثلا حمّى يومى را اقسام است كه او نيز يا از اسباب خارجه است مثل برودت هواى بارد و يا حرارت شمس و يا نزول آب‌هاى گرم معدنى و يا مصادفت با ثلوج ، و يا از اسباب داخله است چون عدم هضم غذا و يا وجع عضوى از اعضاء و يا نزولى از دماغ و يا ترك عادتى از عادات طبيعيّه .

[ حمّيات خلطى ]

امّا حمّى كه سبب آن عفونت اخلاط بدن است به واسطهء حرارت غريبه ، آن عفونت يا داخل عروق خواهد بود يا خارج عروق كه معده و طحال و مراره باشد ، هرگاه داخل عروق بود حمّى لازم بود و هرگاه خارج ، حمّى داير . نكته : چون اخلاط بدن زياده از چهار خلط - كه دم و صفرا و بلغم و سودا باشد - بيش نيست و دم نيز در ميانهء اخلاط در خارج عروق نمىباشد پس حمّيات عارضه از دم تواند كه به جهت كمّيت و غليان آن ، و يا عفونت - كه كيفيّت اصليّهء آن تغيّر پذيرد - باشد ؛ پس هرگاه عفونت اسباب تغيّر شود مطبقه خواهد نمود و هرگاه به واسطهء كميّت و غليان بود او نيز از دو شقّ خارج نخواهد نمود ، يا غليان او در كلّ عروق بود كه سوناخوس نمايد ، و هرگاه غليان در حجابات بود و اسباب اورام حجابات گردد به اعتبار محلّ ، ذات الجنب و ذات الصّدر و ربو - كه علّت در ريه است - خوانند . امّا تب صفرايى ، او نيز يا لازم است كه مادّهء آن داخل عروق است ، و يا داير است كه مادّهء آن خارج عروق است . هرگاه مادّهء آن داخل عروق است او نيز بر دو قسم است : يكى آنكه صفرا در تمامت عروق ، تعفّن پذيرفته [ كه ] آن را محرقه خوانند ، و ديگر آنكه در حوالى قلب عفونت يافته آن را غبّ لازم نامند ، و هرگاه مادّهء آن خارج عروق باشد آن را غبّ خالص گويند . و هرگاه آن حرارت غريبه تشبّث در بلغم نموده او نيز يا داخل عروق است و يا خارج عروق ، هرگاه داخل عروق بود لثقر « 145 » نامند و هرگاه خارج عروق بود مواظبه . و گاه بود كه حرارت مزبوره متشبّث گردد در خلط سودا ، و او نيز به اعتبار داخل عروق و خارج عروق به دو نوع منقسم شود : هرگاه داخل عروق بود ربع لازم و هرگاه خارج عروق بود ربع داير . پس از آنجايى كه بناى اين مختصر در اختصار است حقير نيز به اجمال كوشيد و چشم از ساير نوايب كه از تركيب اخلاط حادث مىشود پوشيد . على هذا در ذكر اسباب و علامات و معالجات امراض مذكوره پرداخت .
هامش
( 145 ) . آنچه كاتب نگاشته است بنا بر قواعد خط نستعليق ، آشكارا لثقر خوانده مىشود ، ولى واژهء درست براى تب بلغمى داخل عروق ، لثقه است نه لثقر .