روغن محلّل اخلاط راكده در زانو و پشت و مفاصل : حنظل در آب بپزند و صاف كنند و با مثل آن روغن زيت بجوشانند تا آب فانى شود ، پس تقويت دهند دهن را به جند و فرفيون و ميعهء سائله ، بر موضع نهند .
[ نكته در علاج نقرس ]
نكته : هرگاه هيجان كند در نقرس وجع ، اگر بىورم باشد با حرقت شديد ، اجتناب بايد كرد از اشياء مسخّنه و استعمال كرد مبرّدهء مغريه مثل قطف « 139 » و خيار و كمّثرى و مثل آنها . و دفع صفرا بايد كرد به استعمال و سقايت بزرقطونا و بقلة الحمقاء ، و در اين مورد كه علّت از صفرا بود اطبّاء منع از خون فرمودهاند و گفتهاند اين علّت از صفرا حادث مىشود نه از خون ، كه اگر با ورم مىبود از خون بود . پس در اين صورت تدبير به تنطيل است از آب و روغن گل و موم و عصارات بارده تا تسكين حرقت و حرارت شود .
طبيخ نافع نقرس حارّ و منقّى بدن : هليلهء زرد ، تربد ابيض ، بسفايج ، سناء مكّى ، شاهتره ، سورنجان ، تخم كاسنى ، تخم كرفس ، رازيانه ، گل سرخ هر يك به قدر حاجت . جوشانيده ، صاف نموده بنوشد .
حبّ سورنجان صغير از براى كسى كه مكروه باشد او را خوردن مطبوخ : صبر زرد يك درم ، سورنجان نيم درم ، محموده ربع ، گل سرخ يك دانگ . حبّ ساخته بلع نمايد .
[ دستور در علاج نقرس ]
دستور : هرگاه نقرس با مادّه باشد علامت او لزوم ورم است ، ابتدا بايد كرد در علاج اوّلا به فصد ، بعد از آن به اسهال .
و امّا در نقرس حادث از صفرا اوّلا بايد استفراغ نمود به اسهال صفرا و بعد از آن به ترطيب بدن ، و تسكين حدّت لذع صفرا نمود به اغذيهء رطبهء بارده .
[ تذكره در علاج داء الفيل ]
تذكره : در علاج داء الفيل لازم است در او اوّلا به مبادرت به فصد و بعد از آن منضجى از طبيخ سورنجان و بعد اسهال به قى . ولى آنچه خود حقير در خدمت استادى جناب ميرزا رضى مشاهده نمودم اصلاح مرض داء الفيل را به استعمال حبّ مسهل مذكور يافته :
شحم حنظل ، نمك هندى ، حبّ النّيل ، غاريقون و تربد به مساوات كوفته حبّ سازند ؛ و قدر شربت [ آن ] از نيم مثقال تا هيجده نخود [ است ] .
هامش
( 139 ) . قطف اسفناج رومى است و او را سرمق فارسى نيز نامند . ( تحفهء حكيم مؤمن )