*
فى تدبير امراض المفاصل و العرق النسا
چنانى كه استادان متوجّه شدهاند اعراض لازمهء اين اعلال را واحد شمردهاند ، من اىّ خلط كان .
در وقتى كه واقع شود علّت در مفصل ابهام قدم ، مىباشد نقرس ؛ و هرگاه واقع شود در مفصل ورك ، مىنامند عرق النسا كه تسميهء عرض و مرض به اسم عرق است كه او را نسا خواندهاند ؛ چنانچه واقع شود در فقرات ظهر ، ظاهر مىشود وجع و مىخوانند حدبه ؛ و اگر واقع شود در مفاصل مطلقا ، مىخوانند وجع المفاصل .
و مىشود كه وجع مفاصل عامّ باشد و يا عامّ نباشد در عضو مخصوص يا احد شقّى بدن .
چنانچه معالج ، دلايل حرارت به دست آرد مبادرت ورزد در اخراج خون از رگ باسليق كه نفع بليغ دارد و سقايت مطبوخى از هليله و سورنجان و شاهتره و گل سرخ و سنا ؛ و حبوب معمولهء سورنجان . صفته : صبر ، مقل ، سورنجان . و هرگاه به علّت غلبهء خلط صفرا بود ، ريوند نيز اضافه نمايند . و واجب است كه غذاهاى لطيفهء جيّد الكيموس بدهند و منع فرمايند صاحب آن حالت را از جماع .
و هرگاه مدبّر دلايل برودت حاصل نمايد ، استعمال نمايد ادويهء مقيّئه و استعلاج فرمايد در هفته يك بار به قى ، البته پس از آنكه نضج آورده باشد خلط را به سقايت گلقند و سكنجبين اعمّ از ساده و يا بزورى ، و ماء الاصول و البزور .
[ قاعده در استفراغ در اصحاب مفاصل به حسب خلط غالب ]
قاعده : استفراغ دستور فرمودهاند اطبّاء اصحاب مفاصل را كه غالب باشد در آن خلط صفرا به مطبوخ هليله و اجاص و تمر هندى و شاهتره و افسنتين و صبر و سقمونيا . و در وقتى كه غالب بود خلط بلغم استعمال فرمودهاند غاريقون و حبّ النّيل و مقل و اشق و سكبينج و صبر . و زمانى كه غالب بوده باشد سودا ، پس به افتيمون و خربق اسود و بسفايج . و هرگاه اشتدادى در قوّت ادويه بخواهند ، اضافه كنند هليلهء سياه و حجر ارمنى و سنا و اسطوخودوس ؛ به اعتبار آنكه اين ادويه اشتراك دارند در دفع اخلاط غليظه به خصوص بلغم ؛ و همچنين است غاريقون .
دواى مسهل خلط اسود مستعمل در عرق النسا كه از خون بلغم غليظ حادث شده : افتيمون دو مثقال با ماء العسل بنوشند .
حقنهء نافع عرق النسا : ايرسا ، ماء العسل در وقتى كه خلط سودا بود .
و اكثر معالجين عصر و زمان ، استنباط حرارت عرق النسا را به فصد و سقايت آب غوره علاج فرمودهاند و همچنين مفاصل را .
و استعمال حبّ سورنجان را با تركيب ريوند خود مكرّر نافع ديده .