سكنجبين بزورى حارّ مفتّح سدد كبد و معده و مدرّ بول و منقّى معده از فضول بلغميّه و نافع سوء القنيه و استسقاء و مسكّن عطش كاذب : بيخ كرفس و كبر و رازيانه هر كدام هفت ، تخم كرفس و رازيانه و انيسون و كاسنى و كشوث هر كدام پنج ، عصارهء غافث ، ريوند چينى هر كدام سه مثقال ، نيمكوب كرده ، يك شبانهروز در يك رطل سركه و سه رطل آب بخيسانند و بجوشانند تا ربعى از آن كم شود ، صاف كرده با شكر به قوام آورند .
ماء الاصولى كه نافع است استسقاء طبلى را : بيخ رازيانه ، بيخ كرفس ، ريشهء كاسنى ، اصل السّوس ده ؛ تخم كرفس ، تخم رازيانه ، انيسون ، دوقو ، فطراساليون ، زيرهء كرمانى هر كدام سه ، جعده ، فقاح اذخر ، بيخ اذخر هر كدام دو درم ، مويز منقّى بيست . در سه رطل آب پزند تا به نصف رسد ؛ شربتى هر روز پانزده درم .
البسايط در استسقاء :
جالينوس مىفرمايد خلّ انفع اشياء است عطشى را كه در مستسقى هيجان كند ، چرا كه اين عطش از حرارت و رطوبت است . خلّ قامع و مجفّف قوى است .
ساهر مىفرمايد بسيار كس از خوردن آب ترب با سكنجبين و عسل از استسقاء نجات يافت .
اشق نافع است ابتداى حبن « 98 » طبلى را .
تخم مرو با ورق آن تا دو درم شكر ، هر روز با نهار خوردن در ازالهء رطوبت و فساد مزاج و استسقاء و عروض ضعف كه سبب آن خوردن آب بسيار و شرب آب سرد بود ، سود دارد .
على اىّ حال ، آنچه حقير خود به معالجه و تجربه و اصل نمود در استسقاى زقّى ، فصد باسليق را نافع يافت « 99 » ، و استعمال ترياقات را در وقتى كه مادّه از سوء مزاج بارد رطب بوده مفيد يافته ، و شربت ورد را در كلّ اصناف نافع ديده ، در هر حالت .
هامش
( 98 ) . در واژهنامههاى عمومى عربى و حتّى در واژهنامههاى طبّى حبن برابر با مطلق استسقاء آمده است : حبن : مرض تشنگى و استسقاء و كلانى شكم ( منتهى الارب ) و : المحبون : من له استسقاء ( بحر الجواهر ) و : الاحبن : المستسقى من الحبن بالتحريك و هو عظم البطن ( كتاب الماء ) . ولى به بيان حكيم محمّد اكبر ارزانى در طبّ اكبرى ، حبن چنين تعريف شده است :
بدان كه هرگاه در استسقاى طبلى ، رطوبات و رياح رقيقه تحليل پذيرد و آنچه عسر التّحليل و غليظ بود باقى ماند و بدان سبب صلابت زياده شود ، مسمّى مىگردد طبلى به حبن . و حبن در لغت مرادف استسقاء است و مستسقى را محبون مىگويند به هر قسم كه باشد ؛ امّا در اصطلاح اطبّاء چنين اجرا يافته . ( طب اكبرى ، فصل در استسقاء ، قسم چهارم )
( 99 ) . نگاه كنيد به پانوشت شمارهء 97 در مورد رأى حكماء در فصد و حجامت در استسقاء .