[ امتياز سوء مزاج جگر و سپرز از لون مستسقى ]
امتياز : هرگاه لون صاحب مستسقى ، اصفر مايل به ابيض بود ، سوء مزاج در جگر است ؛ و اگر باشد اخضر و اسود ، سوء مزاج در سپرز است .
[ علاج استسقاء ]
علاج : صبر در عطش از معظم معالجات استسقاء است ، و اندفان در رمل حارّ و اطعمهء مسخّنه و لزوم رياضت و ماء ملح و تعريق ، مايهء نجات است .
معرّق نافع : عاقرقرحا ، بورهء ارمنى ، فلفل كوفته با روغن بابونه آميخته ، در حمام بمالند .
بهترين مسهل اصحاب استسقاى لحمى را حبّ ريوند است و اصحاب زقّى را حبّ مازريون .
و اكثر اطبّاء در طبلى ترك علاج كردهاند و آن را لاعلاج يافتهاند ، و بعضى استسقاء لحمى را اردء شمردهاند و گفتهاند در اين صنف فساد در جميع اعضاء است و بعضى بر خلاف ، حكم بر سهولت كردهاند و علاج فرمودهاند به حبّ سكبينج و غاريقون و نمك هندى ، و زقّى را اعسر شمرده ، ولى همين ادويه را تجويز نمودهاند .
ولى آنچه را كه حقير تصوّر نموده ، ردائت و برائت اقسام مذكوره را ، استادان بنا بر كلّيه ، تصوّرى فرمودهاند ، بعضى نوعى از استسقاء را ناجى يافته و ساير انواع را اردء شمردهاند . حقير قول جناب مولوى را در همهء ابواب نصّ صريح و برهان قاطع مىدانم كه فرمودهاند :
چون قضا آيد ، طبيب ابله شود * آن دوا در حقّ او گمره شود
اذا جاء القدر اعمى البصر .
سزاوار است در طبلى ، سقى به زور حارّه كه وارد شود بر كبد قوّهء تامّه از حرارت ، تا قادر شود بر تلطيف و تحليل نفخ .
اطليهء مسخّنهء محلّلهء رياح ، و احتمال « 94 » اشياف مخرج رياح [ سزاوار است ] .
و جلّاب از تخم رازيانه و كاسنى و اصل السّوس هر يك دو ، گلقند هفت مثقال ؛ و خوردن ماء الاصول و البزور هر دو جايز است .
و ضماد و سفوف از اين ادويه هر دو جايز است : تخم كرفس ، رازيانه ، انيسون ، اسارون هر كدام يك ، قسط ، زيره سه مثقال ، سنبل ، جعده هر كدام يك و نيم ، ريوند دو ؛ شربتى يك مثقال .
هامش
( 94 ) . به معناى استعمال شياف ، حمول ، برداشتن شياف .