داد به سبك آنجا بيمارستانى ايجاد نمايند . براى اولين بار يك مريضخانهء دولتى ( فعلا بيمارستان سينا ) توسط مرحوم ناظم الاطباء تأسيس شد كه خود او تا سال 1298 رياست بيمارستان را به عهده داشت . » « 13 »
بايد دانست كه فارغ التحصيلان رشتهء پزشكى دار الفنون از عنوان « دكتر » استفاده نمىكردند و اين عنوان مخصوص اطبائى بود كه در اروپا تحصيل كرده بودند . علاوه بر آن ، بر خلاف امروز كلمهء دكتر بعد از اسم شخص ذكر مىگرديد مثل « ميرزا رضا دكتر » .
بهطور كلى تا زمان سلطنت ناصر الدين شاه مسئله بهداشت و انتظام امور پزشكى مورد توجه حكومت نبود . در گيلان همچون ساير نقاط ايران تشكيلات پزشكى و بهداشتى دولتى وجود نداشت و فقط در برخى از شهرهاى بزرگ اشخاصى تحت عنوان « حافظ الصحه » مأمور رسيدگى به امور طبى و صحى عمومى بودند كه آنها هم كار مفيدى انجام نمىدادند .
بيمارى خانمانسوز آبله كشتار مىكرد . افرادى كه از اين بلاى مهلك جان سالم بدر مىبردند غالبا دچار نقص عضو مىشدند و داغ آبله روى بدن آنان به خصوص صورتشان براى بقيهء عمر باقى مىماند . مالاريا ( تبنوبه ) در همهجا رايج بود و بدينترتيب توان كارى جامعه تحليل رفته و بلعيده مىشد . همين طور بيمارى سل ، اين جرثومهء بسيار خرد و خفيف طى قرون و اعصار به طرق مختلف مردم اين سامان را تهديد به مرگ مىكرد . از همه مهمتر و با و طاعون ( مرگ سياه ) چون سيل بىمهار ، بنيانهاى زندگى مردم را از جا مىكندند و چون سواران لگامگسيخته به جان ساكنان مظلوم اين مرزوبوم افتاده و گاهى عده كثيرى را به كام مرگ مىكشاندند و گورستانها را از قربانيهاى خود لبريز مىنمودند . مثلا حكايت مىكنند كه طاعون سال 1209 هجرى قمرى جمعيت حدود 70 هزار نفرى رشت را چون امواج سهمگين و مخرب به نيستى و نابودى كشانيد . بهطورىكه بعد از فروكش كردن اين طوفان فراگير جز شبهى از شهر باقى نمانده بود .
جرج . ن . كرزن نمايندهء روزنامه تايمز در سفر خود به ايران ( پائيز 1889 ميلادى ) ، گيلان را گورستان اروپائيان بهشمار آورده مىگويد : « گيلان گورستان آن عده از اروپائيان گرديده است كه تقديرشان توقف در آنجا بوده است . در پنجمين سفر هيئت كمپانى انگليسى مسكوى در شمال ايران در سال 1574 - 1568 ( 982 - 976 هجرى قمرى ) ، در ظرف پنج هفته پنج تن از متصديان آن وفات كردند و دو نفر هم به قتل رسيدند . . . موقعى كه التون و هنوى تجارت انگلستان را از طريق درياى خزر در قرن هيجدهم احياء مىكردند پنج نفر از پانزده تن اروپائى كه در آن كار شركت داشتند بين سالهاى 1740 تا 1744 ( 1157 - 1153 هجرى قمرى ) در قزوين مرحوم شدند و در سال 1744 تمام اروپائيان مقيم رشت ناخوشى و تبنوبه و غيره داشتند . » « 14 »
با آنكه هرچند علوم و فنون پزشكى در اروپا به اكتشافات و پيشرفتهاى شگرفى دست يافته و برقآسا به پيش مىتاخت در كشور ما هنوز حافظ الصحهها مأمور رسيدگى به امور بهداشتى و درمانى بودند . اين وضع ادامه داشت تا اينكه « مجلس حفظ الصحه » در سال 1284 شمسى در تهران تأسيس گرديد . تشكيلات اين نهاد در گيلان به چند نفر آبلهكوب و مأمور بهداشتى محدود مىشد كه ظاهرا وظيفهء آنها آبلهكوبى ، پيشگيرى از بيماريها و گزارش انتشار آنها در مواقع لزوم بود .
بيمارستان آمريكايى رشت
دولت آمريكا از اوائل قرن نوزدهم بر آن شده كه از طريق روابط فرهنگى و انجام خدماتى در زمينهء فرهنگ و بهداشت در كشورهاى خاور دور و خاورميانه نفوذ كند . براى تحقق اين هدف هيئتهاى مختلفى به كشورهاى مزبور اعزام شدند . از جمله يك هيئت آمريكايى كه در آن دكتر پركينز و دكتر گرانت عضويت داشتند به سال 1250 هجرى قمرى ( 1834 ميلادى ) در اروميه به فعاليت پرداختند و خدماتى در زمينهء امور پزشكى و بهداشتى و آموزشى انجام دادند . در تهران نيز يك هيئت پزشكى به سال 1310 هجرى قمرى بيمارستان آمريكايى را بنياد نهاد .
فعاليتهاى بهداشتى و آموزشى آمريكائيها از هرجهت به نفوذ بيشتر اين كشور در ايران كمك كرد . زيرا آنها توانسته بودند به تدريج حوزهء فعاليت خويش را در ديگر شهرهاى شمالى و غربى ايران مانند مشهد ، رشت ، كرمانشاه و سنندج گسترش دهند .
خدمات پزشكى هيئتهاى بهداشتى و آموزشى آمريكا در رشت از سال 1284 شمسى ( 1905 ميلادى ) آغاز گرديد . ظاهرا سپهدار گيلانى فتح الله اكبر ( سردار منصور ) ، از سفارت آمريكا در تهران خواست تا ترتيب اعزام يك پزشك را براى خدمت در رشت بدهد . اين درخواست با استقبال مقامات آمريكائى كه خواهان گسترش نفوذ خود در شمال ايران بودند روبرو گرديد .
لذا دكتر فريم
Dr . J . D . Frame
طبيب و جراح آمريكايى از سوى دولت آمريكا به رشت اعزام گرديد .
دكتر فريم در سال 1284 شمسى وارد رشت شد . در به دو ورود به اين شهر خانه وسيعى را در خيابان چراغبرق تهيه كرده و كار درمان بيماران را آغاز نمود . ديرى نپائيد كه درمانگاه و بيمارستانى را به نام « بيمارستان دكتر فريم آمريكائى » در رشت بنيان گذاشت و بدينترتيب اولين بيمارستان گيلان براى درمان اهالى با استفاده از دانش نوين پزشكى در گيلان بوجود آمد . اين بيمارستان افزون بر 60 سال در خدمت مردم گيلان بود .
انجمن حفظ الصحه
همزمان با نهضت مشروطيت كه مجاهدان گيلان در آن نقش بسيار مهم داشتند ، سراسر گيلان زير نفوذ مشروطهخواهان قرار گرفت . آنها در زمينههاى مختلف مخصوصا فرهنگ و بهداشت به اقدامات قابل توجهى دست زدند . از جملهء اين اقدامات تأسيس انجمن حفظ الصحه جهت بسط و توسعه امر درمان و بهداشت بود كه با شركت چند تن از معروفترين پزشكان خارجى و ايرانى به
هامش
( 13 ) . راهنماى دانشكدهء پزشكى ، داروسازى ، دندانپزشكى و بيمارستانها و آموزشگاههاى وابسته ، دانشگاه تهران 1332 ، صفحهء 32 .
( 14 ) . ايران و قضيهء ايران ، جرج . ن . كرزن ، ترجمهء غلامعلى وحيد مازندرانى ، مركز انتشارات علمى و فرهنگى ، تهران 1362 ، جلد اول ، صفحهء 508 .