اسامى زير در رشت تشكيل شد :
دكتر فريم آمريكايى جراح و رئيس بيمارستان آمريكائى رشت ، دكتر ابراهيم احياء السلطنه كه از طرف انجمن ايالتى تبريز توصيه شده بود ، دكتر مهدى رازى ( ارفع الحكماء ) ، دكتر ابو القاسم فربد ، دكتر سيد محمد كاشانى ، دكتر استاويديس يونانى ، دكتر عنايت السلطنه ، دكتر كريستيديس يونانى ، دكتر كشيش اوغلى ، دكتر نور الله خان و دكتر رفيع خان ( همدانى ) . اين انجمن در نهضت مشروطيت مصدر خدمات صحى و طبى قابلتوجهى گرديد .
بهداشت و درمان در نهضت جنگل
نهضت جنگل به رهبرى ميرزا كوچك خان در سال 1294 شمسى آغاز شد و مدت 7 سال ادامه داشت . « 15 » مجاهدان جنگل در زمينهء درمان و بهداشت برنامه جالب توجه و پيشرفتهاى ارائه دادند . اين برنامه طى مرامنامهء آنها به شرحى كه ذيلا بيان مىشود تشريح شده است :
مادهء 31 - تأسيس دار العجزه و مريضخانههاى عمومى و مجانى .
مادهء 32 - رعايت نظافت و حفظ الصحه در مجامع و منازل و مطبخها و كارخانجات و غيره .
مادهء 33 - انتشار قوانين صحّى در بين عامه .
مادهء 34 - جلوگيرى از امراض مسريه و مسكرات - منع استعمال افيون و ساير مواد مخدر .
آنچه در مورد صحى و طبى مرامنامهء مذكور درخور توجه و اهميت است توجه خاص زعماى جنگل به بهداشت و درمان عامهء مردم است . ويژگى ديگر آن قبول مسئوليت حفظ سلامتى مردم توسط دولت مىباشد . در صورتى كه تا آن زمان از سوى دولت گام مؤثرى برداشته نشده بود .
« صحيه نظام زير نظر دكتر ابو القاسم خان لاهيجانى ( فربد ) اداره مىشد كه اطباء معروفى مانند دكتر على خان ( شفا ) و دكتر آقا خان ( طوب ) و دكتر سيد عبد الكريم ( كاشى ) وظايف مربوطه را در بيمارستانهاى گورابزرمخ و كسما انجام مىدادند . اين وظايف در فومن به عهدهء ميرزا صادق خان ( رشتى ) و ميرزا غلامحسين ( فومنى ) بود و گاهى كه ضرورت اقتضا مىكرد دكتر يد الله خان ( بشردوست ) و دكتر موسى خان ( فيض ) را از رشت مىطلبيدند و اينان نيز دعوت جنگل را با ميل و خوشروئى اجابت مىكردند . زيرا گذشته از جبر زمان كه اين هماهنگى را ايجاد مىنمود قرابت نسبى نيز بين ميرزا كوچك خان و دكتر فيض وجود داشت . » « 16 »
در اينجا لازم است گفته شود دكتر ابو القاسم فربد طب قديم را نزد پدرش على نقى خان حافظ الصحه رانكوهى آموخت و طب جديد را در دار الفنون فراگرفت . بعد از آن به اروپا رفت و در دانشگاه پاريس رشتهء پزشكى را به پايان رسانيد . اواخر سال 1326 هجرى قمرى به گيلان بازگشت . آخرين سمت وى رياست بيمارستان لشكر 4 رضائيه ( اروميه ) بود . وى در تبريز درگذشت .
تشكيلات بهداشتى و درمانى گيلان
مطالعهاى در تاريخ تشكيلات دولتى ايران نشان مىدهد تا كمتر از يك قرن پيش در ايران تشكيلاتى كه پاسخگوى نيازهاى بهداشتى و درمانى مردم باشد وجود نداشت . در زمان سلطنت ناصر الدين شاه به كوشش دكتر تولوزان پزشك مخصوص دربار ، يك دفتر مركزى امور بهداشتى تأسيس گرديد . اين دفتر ابتدا به نام « هيئت صحيه » و بعد از آن به عنوان مجلس صحت معروف گرديد . وظيفهء آن حفظ سلامتى داخلى مملكت بود . تمام پزشكان معروف ايرانى مقيم پايتخت و اطباى سفارتخانههاى خارجى در آن عضويت داشتند .
پروفسور براون دربارهء مجلس صحت نوشته است : « در سال 1887 ( 1266 شمسى ) كه من در تهران بودم دكتر تولوزان طبيب اعليحضرت شاه فقيد به من اين امكان را داد كه در جلسات مجلس صحت يا شوراى صحت عمومى كه در پايتخت ايران تشكيل مىشد شركت جويم . بيشتر پزشكان حاضر در آن زمان جز طب ابن سينا چيز ديگرى نمىدانستند . » « 17 »
كنفرانس صحى بين المللى در سال 1900 ميلادى ( 1279 شمسى ) در پاريس منعقد گرديد . قطعنامهء اين كنفرانس را نمايندهء رسمى ايران نيز امضاء كرد . حدود 4 سال بعد از آن ، اولين « مجلس حفظ الصحه دولتى ايران » در تهران تشكيل گرديد و نظامنامهاى براى آن نوشته شد . وظايف عمدهء مجلس حفظ الصحه دولتى ايران به قرار ذيل بود :
اول - تأسيس قرنطينهها در بنادر .
دوم - اجراى آبلهكوبى عمومى .
سوم - ايجاد يك باب بيمارستان اختصاصى زنان و كودكان .
تشكيلات و عمليات اين مجلس در گيلان منحصر به فعاليت چند نفر آبلهكوب و مأمور بهداشت در بندر انزلى و آستارا بود كه آنها هم به علت نداشتن امكانات لازم عملا كارى از پيش نمىبردند و دولت هم توجهى به آنان نداشت . دكتر امير اعلم كه تا اواخر سال 1299 شمسى رياست اين مجلس را عهدهدار بود در آخرين نطق خود ضمن تشريح اوضاع نابسامان مملكت در زمينهء بهداشت و درمان گفت : « كارمندان بهداشتى ايالات به علت دريافت نداشتن حقوق چندين ماهه ، اغلب محل كار خود را ترك گفتهاند . . . كاركنان بهداشت آستارا و انزلى نهتنها براى مدتى بيش از يك سال بدون حقوق مانده بودند بلكه ارقام حقوقى آنها به بهانهء اينكه مناطق خزر در حال طغيان است ، از بودجهء عمومى حذف شده بود . مأموران بهداشت كه حقوق نگرفته و در عين حال بر خلاف ساير كارمندان محل خدمت خود را ترك نگفته بودند ، به جاى تشويق ، توبيخ شده بودند . . . » « 18 » لازم به ذكر است قرنطينهء صحيهء انزلى در 1286 شمسى تأسيس و دكتر سهراب مدتى رياست آن را به عهده داشت .
اين مجلس تا اواخر سال 1299 شمسى برقرار بود . در سال 1300 شمسى « وزارت صحيه و امور خيريه » تأسيس شد و چند ماهى بدين نام بود و سپس صحيهء كل مملكتى ناميده شده ضميمهء وزارت امور داخله گرديد . صحيهء
هامش
( 15 ) . نهضت جنگل در بخش تاريخ اين كتاب بهطور مفصل آمده است .
( 16 ) . سردار جنگل ( ميرزا كوچك خان ) ، ابراهيم فخرائى ، انتشارات جاويدان ، تهران 1366 ، چاپ يازدهم ، صفحهء 96 .
( 17 ) . تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى ، سيريل الگود ، ترجمه دكتر باهر فرقانى ، انتشارات اميركبير ، تهران 1356 ، صفحهء 571 .
( 18 ) . همان كتاب ، صفحه 615 ، 616 .