فصل نوزدهم بهداشت و درمان در گيلان
سابقهء علم پزشكى
انسان از وقتى كه قدرت انديشه و تفكر يافته به چگونگى كارها و نيز به رفتار و بهداشت و حفظ تندرستى خويش با دقت و كنجكاوى نگريسته و از آغاز تاكنون به پيروى از عقل و هوش و دانش و به كمك كار و كوشش و تجارب تلخ و شيرين براى رفع آلام و ناخوشيها و بقاى حيات خويش جد و جهد كرده است . بىترديد پزشكى نيز به عنوان يك امر لازم و ضرورى از ابتدا براى حفظ سلامت و تندرستى همراه انسان بوده و هرچه تمدن بشرى پيشرفت كرده دانش پزشكى نيز كاملتر شده است . زيرا آثار و شواهد و سوابق و كشفيات باستانشناسى و نبشته و تاريخ ملل و اقوام مختلف جز اين حكايت نمىكند .
در مورد شناخت گياهان و داروهاى نباتى در دورههاى ماقبل تاريخ مؤلف كتاب « تاريخ علم » عقيده دارد : « اين معرفتى است كه از راه تجربهء مربوط به زمانهاى بينهايت دراز بدست آمده ، و آزمايش و خطا صدها و هزاران سال پىدرپى ادامه يافته است . براى ما امكان ندارد كه بفهميم چگونه تجربههاى نامعلوم و تصادفى اين اندازه دنباله پيدا كرده و نتايج آنها از نسلى به نسل ديگر انتقال يافته است ، ولى قدر مسلم اين است كه نياكان پيش از تاريخ همچون مردم ابتدائى كه هم امروز مىتوان آنان را مشاهده كرد ، گياهان و چيزهاى ديگر را مورد آزمايش قرار مىداده و بر حسب سود و زيان ، آنها را به اقسام گوناگون تقسيم مىكردهاند ؛ چوپانان بيابانگرد راه سادهء شكستهبندى و جاانداختن استخوان را مىدانستهاند . در آن زمانهاى دور بنا به ضرورت ، فن قابلگى در كار بوده و قابلگان هوشمند هنر خود را به دستياران جوان خويش مىآموختهاند . در همهء اين حالات بهترين و سختترين آموزگار يعنى احتياج ،