ايران » ، نوشت : « در سالهاى 29 - 1328 نقاشى معاصر ايران - در عرصهء مجادلهء كهنه و نو - از طريق نقاشيها و نوشتههاى جليل ضياءپور وارد مرحلهء تازهاى شد . »
اخبار هنرمندان ( نشريهء روابط بين المللى ) در شمارههاى 6 و 8 سال 39 - 1338 نوشت : « با اندك كوششى خواهيم توانست به ماهيت هنر جديد پى ببريم . به قول استاد ضياءپور ( هنرمند ارجمندى كه بسيارى از جوانان باذوق امروز ما ، در انتخاب طريقهء هنرى خود مديون راهنمائيهاى پربهاى وى مىباشند ) يك قالى ايرانى نقش تركمن از نظر اصول توزيع و تركيب رنگها ، چه فرقى با يك پردهء نقاشى ابستره دارد ؟ »
ضياءپور تاكنون مطالب فراوانى دربارهء مكاتب مختلفه نگاشته كه از نظر شناساندن هنر جديد به مردم ، حائز اهميت بسيار است . آثار اين هنرمند به علت دارا بودن مضامين اصيل ايرانى و شيوهء خاص نقاشى در ميان هنردوستان معروفيت دارد .
مجلهء سپيد و سياه در شمارهء 13 پنجم آبانماه 1346 نوشت : « ضياءپور كه اكنون چند تابلو از او نيز در اين نمايشگاه و در بغلدست كار چند تن از نقاشان كلاسيك به نمايش گذاشته شده است از همان اوان نبرد ، هدف را بر اين قرار داده بود كه ضرورت نيازمنديهاى يك جامعهء در حال تحول را در زمينههاى هنرى مورد توجه و دقت قرار دهد . جالب اين بود كه هيچگاه در آثارش قدم از فضا و تم ، از محيط ، هنر ، نمودها و پديدههاى جامعهء خويش بيرون نگذاشت . »
همين مجله در شمارهء مخصوص خود به سال 1346 تلاش او را براى ترويج شيوههاى نوى نقاشى در ايران مورد ستايش قرار داد .
روزنامهء رستاخيز در شمارهء 793 سال 1356 نوشت : « ضياءپور از معدود هنرمندانى است كه سالها نيش قلم و زخمزبان بسيارى از افراد بىمحتوا را به جان خريد و نخستين كسى است كه شيوهء نو نقاشى را در ايران به تجربه گذاشت . »
مجلهء پست ايران در شمارهء 6 سال 1346 نوشت : « فشرده گفتگوئى چندساعته با جليل ضياءپور ، نقاش نوآور ، محقق و منتقد صاحبنظرى كه تاكنون نوزده سال است در راه ارشاد هنرمندان و پرورش محيط مناسب به هر طريق كه بوده كوشيده است . »
سردبير هفتهنامهء شمارهء پنجم دنياى جديد در تاريخ 1346 نوشت :
« گفتگوئى كوتاه از مصاحبهاى چندساعته با ضياءپور ( هنرمندى كه بيش از همه بارى گران بر دوش كشيد و بيش از همه مرارت آن بار را تحمل كرد ) ، آنچه از ايشان به نقل مىآيد مىتواند دستكم مبين نظر يك هنرمند پيشرو در قبال هنرمندان جوانى باشد كه به هر تقدير راه و هدفى مىجويند . »
ماهنامهء فردوسى در شمارهء خردادماه سال 1346 نوشت : « اين ، ضياءپور بود كه سالها براى معرفى هنر نو ، خوندل خورد و روز و روزگارى دراز يك تنه نيشخند جماعات را تحمل كرد و با پايمردى ايستادگى نمود . »
ضياءپور ، بيست و يك سخنرانى در كنگرههاى تحقيقى - تاريخى ايران ، و هفتاد و دو سخنرانى و مقاله در رسانهها و مجامع هنرى دارد . يازده جلد كتاب تحقيقى چاپشده ، و هفده جلد آمادهء چاپ دارد . در نمايشگاههاى رسمى داخل و خارج كشور از سوى مقامات رسمى هميشه شركت داده شده است و خود هرگز نمايشگاه تشكيل نداده است . نخستين بار در سال 1328 دوستان او نمايشگاهى از آثار او ترتيب دادند .
بيش از بيست و چند سال است كه ضياءپور به جمعآورى واژههاى گيلكى به صورت تطبيقى پرداخته و حدود شصت هزار واژه با شواهد و امثله در دست اتمام دارد .
در لاروس سال 1983 فرانسه نام ضياءپور به عنوان مروج شيوهء نو و كوبيسم در ايران آمده و در فصلنامهء هنر شمارهء 17 ضياءپور با عنوان « پدر هنر نو » خطاب شده است .
عباس پورملكآرا
عباس پورملكآرا به سال 1300 شمسى در بندر انزلى متولد شد . از سنين كودكى به هنر نقاشى علاقمند شد و نخستين آثار خود را هنگامى كه در دبستان به تحصيل اشتغال داشت خلق كرد .
به سال 1316 يك كارگاه نقاشى در تهران داير كرد . چند سال بعد به تعليم نوجوانان و علاقمندان به هنر نقاشى پرداخت . در سال 1330 به عراق عزيمت كرد و با همكارى استاد مشكينقلم و يحيى نصيرى كارگاهى در بغداد داير نمود . مدت اقامت او در بغداد طولانى نبود به سال 1332 به تهران بازگشت و بار ديگر در كارگاه نقاشى خود به فعاليت پرداخت . در سال 1346 به قزوين عزيمت كرد و مدت 2 سال در آن شهر به كار تعليم نقاشى و خلق آثار هنرى مشغول گرديد سپس به تهران بازگشت و « نگارستان زيبا » را داير ساخت .
تعدادى زيادى آثار سياهقلم و رنگى از مناظر طبيعى و يرتره حاصل 60 سال تلاش و كوشش بدون وقفهء عباس پورملكآراست . يكى از آثار جالب وى حواشى برخى صفحات رباعيات خيام است كه توسط قدس نخعى به زبان انگليسى ترجمه و منتشر شده است .
با اينكه استاد هفتمين دههء عمر را مىگذراند ، ولى هنوز با شور و شوق زياد به خلق آثار هنرى اشتغال دارد .
محمد صادق بريرانى ، گرافيست و نقاش
وى پس از گذراندن دورهء دانشسراى مقدماتى در رشت و دانشكدهء هنرهاى زيباى دانشگاه تهران در رشته هنرهاى تجسمى و دريافت درجهء فوقليسانس از دانشگاه « اينديانا » به سال 1337 بىوقفه به فعاليتهاى هنرى و شركت در نمايشگاههاى بين المللى پرداخت .
دو پوستر وى در چكسلواكى در سال 1970 ميلادى و دو پوستر ديگرى از وى در پاريس در سال بعد و همچنين يك اثر وى در نمايشگاه گروهى كلمبيا در كلرادو از ميان آثار انتخابى برگزيده شدند .
بريرانى علاوه بر شركت در نمايشگاههاى خارجى ، در نمايشگاههاى داخلى هم شركت فعالانه داشته و در هردو مورد اسباب سرفرازى بوده است .
رسانههاى داخلى و خارجى دربارهء آثار وى فراوان نوشته ، تجزيهوتحليل به عمل آوردهاند . از ميان اين نوشتهها ، جامعترينش آنست كه ميشل تاپيه نوشته است :