عصرمان مىكشاند . »
روزنامه كيهان در سال 1347 نوشت : « محجوبى در تجربههاى مداوم خود و آفرينش سرشار از زيبائى ، با صداقت يك روستائى مقابل تماشاگرش ايستاده است . » و روزنامهء اطلاعات به سال 1353 در مورد آثارى كه به نمايش گذاشته بود چنين اظهار نظر كرد : « محجوبى شاعر ستايندهء طبيعت است .
درختان بلند بىبرگوبار ، اسبهاى سرخ و كبود ، سپيدارها ، تركيبى از منحنيهاى آرام بهوجود مىآورند . ويژگى محجوبى در اين است كه فريب مكتبها و نامها را نمىخورد و سر در كار خود دارد . »
بهمن محصّص
اين هنرمند با توشهء اندكى از نوع نقاشى آكادميك - امپرسيونيسم بىرمق كه از رشت اندوخته بود و عليرغم آشنا نبودن با انديشه و هنر نوى كه در ايران پا مىگرفت ، راهى آكادمى هنرهاى زيباى رم شد تا به نبوغ و استعداد هنرى خود سروسامان بخشد . همين اشتياق وافر كفايت مىكرد كه برداشت و انديشههاى او در عرصهء هنر نقاشى وى را در شمار هنرمندان روشننگر جاى دهد .
وى در نمايشگاههاى بين المللى و بىينالهاى مختلف شهرهاى هنرى ايتاليا ، فرانسه ، لبنان و بلژيك شركت كرد و آثارش در نمايشگاههاى بين المللى و بىينالهائى كه در ايران ترتيب داده شد و نيز در نمايشگاههاى انجمنهاى فرهنگى ملل ديگر در تهران و در گالريها به معرض نمايش گذاشته شد .
بهمن محصّص طى ساليان دراز با سعهء صدر به دنياى هنر توجه كرده و نكاتى آموزنده و درخور تأمل ارائه داده است . اطلاعات سال 1348 آثار او را به تفصيل مورد بررسى قرار داده و از قول او نوشت :
« مخاطب من مطرح است . اين مخاطب ممكن است يك گربه يا يك گل باشد . . . از پانصد نفرى كه آثار مرا خواهند ديد اگر فقط يك نفر مرا دريابد برايم كافى است . . . من كارم را مىكنم و به چندوچونى آن در نزد ديگران كارى ندارم . . . سازمانهاى هنرى اگر در حيطهء نفوذ آدمهاى بىشعور باشند كه حتى سوءنيت هم نداشته باشند باز آزادى فردى را محدود مىكنند . در صورتى كه آزادى هنرمند بايد به حداكثر باشد . . . ملتى كه هنر نو را قبول نداشته باشد و عرض وجود نكند ، ناآگاه است . . . اما هنرمند در چنين محيطى از بىمخاطبى به تنگ نمىآيد . . . نبايد تعصّب داشت كه همه يك نوع فكر كنند و در همه چيز مشترك باشند . . . دربارهء هنر ملى ، معتقدم كه بسيارى از چيزهاى كهنه قشنگند ، ولى متعلّق به فرهنگ امروز نيستند ؛ زيرا علل و موجباتى كه آنها را پديد آورده ، ديگر اكنون موجود نيستند . »
نشريهء « هنر معاصر ايران » سال 1354 ( مربوط به برنامهء جشنهاى پنجاهمين سالگرد تأسيس انجمن ايران و آمريكا ) ضمن معرّفى آثار بهمن محصّص نوشت : « موضوعات انتخابى نقاشيهايش ، هيولاهائى با دستها و پاهاى كوچكشدهء از كارافتاده ، از نوع مصرفكنندگان حريص قرن بيستماند كه كلههاى پوك كوچك بر پيكرى ستبر و پرماهيچه دارند . . . اين نكته كه آثارى از اين نوع مخصوص اروپا و آمريكا مىتواند باشد و محصّص حق ندارد به عنوان يك نقاش ايرانى چنين هيولاهائى انساننما ، بكشد يا نكشد قابل بحث است ، ولى دنيائى كه محصّص خلق كرده ( آسمان سربى ، كركسهاى به كمين نشسته ، بوفهاى روشنبين و گاو - انسانهاى نگونبخت كه پيوسته در كمند لجارهء آزاردهنده اسيرند ) يكى از يادماندنىترين صحنههائى است كه از معاصران سراغ داريم . »
معصومهء نوشين ( سيحون )
به سال 1338 رشتهء نقاشى را در دانشكدهء هنرهاى زيباى دانشگاه تهران به پايان رسانيد و پس از شركت در بىينال چهارم تهران و چندين نمايشگاه گروهى در سال 1345 ، گالرى « سيحون » را به سال 1346 تأسيس كرد و در همين سال ، پس از تشكيل نمايشگاه انفرادى از آثار خود در انجمن فرهنگى ايران و ايتاليا ، در چند نمايشگاه گروهى از جمله نمايشگاه نيويورك ، نمايشگاه آسيائى ( غرفهء هنر ) ، نخستين نمايشگاه هنرى بين المللى تهران و صدمين نمايشگاه تالار ايران ، شركت كرد .
معصومهء سيحون ، براى ترويج و اشاعهء هنر نقاشى و ايجاد وسعت و فضاى مناسب و تشويق هنرمندان جوان و عرضهء آثار هنرى به منظور بالا بردن سطح سليقهء عام و اعتلاى هنر در كشور و اجتماع از طريق مجهز كردن گالرى سيحون ، كوشش قابل تقديرى به عمل آورده و تاكنون هم به اين امر مهم مداومت داده است .
بهمن اسد اللّهزاده
از بندر انزلى به عشق هنر ، راهى تهران شد و پس از گذراندن دورهء هنرستان در رشتهء نقاشى - تزئينى سال 1345 در دانشكدهء هنرهاى تزئينى به تحصيل پرداخت . وى فعاليت هنرى خود را در زمينهء نقاشى - تزئينات آغاز كرد و در نمايشگاههاى مختلف شركت جست . خود وى مىگويد : « دوست دارم در آثارم دو موضوع اجتماع و خشونت مطرح باشد . خروشى كه محيطم در من بهوجود آورده زيربناى كارم مىباشد . نيز عقيده دارم كه اگر نقاشى اصيل ايرانى را به همان روالى كه در گذشته داشتيم دنبال كنيم ، موقعيت بهترى در سطح جهانى خواهيم داشت . زيرا با توجه به آشنائى عميق خود بهتر مىتوانيم هنر اصيل ايرانى را پيشرفت دهيم ، ولى ما ، تحت تأثير هنرهاى غربى ، اصالت خود را فراموش كردهايم . »
ناهيد ساليانى ، مجسمهساز
وى پس از پايان تحصيلات مقدماتى ، وارد هنرستان هنرهاى زيباى دخترانهء تهران شد ، سپس رشتهء مجسمهسازى را در دانشكدهء هنرهاى زيباى دانشگاه تهران با احراز مقام اول و دريافت مدال درجهء يك فرهنگى در سال 1338 به پايان رسانيد و با بورس تحصيلى وزارت فرهنگ و هنر عازم ايتاليا گرديد . وى در آكادمى هنرهاى زيباى رم به تكميل رشتهء مورد علاقه خود پرداخت ، و در سال 1343 عازم فرانسه گرديد و به مدت يك سال ، مجسمهسازى را به صورت تكميلى ادامه داد . در مراجعت به ايران ، دانشكدهء هنرهاى زيبا وى را براى تدريس رشتهء مجسمهسازى به كار دعوت كرد .
ساليانى ، طى تحصيل در ايتاليا ، نمايشگاههاى گروهى دانشجويان آكادمى