تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
دسترسى به گيلان وجود داشت : 1 - از خراسان و از راه استراباد 2 - از راه مازندران ، از شهر فرح‌آباد 3 - از طريق پيله‌رودبار 4 - از راه لنگركنان . « 132 » وى در حدود سال 1637 راه گيلان را « هولناكترين راه موجود در دنيا » برمىشمارد . « 133 » راه زمينى گيلان به قزوين و ايران مركزى نيز از وضع بهترى برخوردار نبوده است . اين جاده احتمالا در اوائل سلطنت سلسلهء صفويه كه « بدون شك اولين پل را در منجيل بنا نهاده‌اند » ، ساخته شده است . در سال 1246 هجرى قمرى فتحعليشاه جادهء منجيل و قزوين را تعمير كرد و بعد ناصر الدين شاه نيز اين كار را به انجام رساند و دهكدهء سراوان را وقف نگهدارى جاده رشت به امامزاده هاشم و رشت به لاهيجان نمود . « 134 » بهلر گزارش مىدهد كه از امامزاده هاشم طرفين راه الى رشت يك جا جنگل است ، « به نوعى كه تردد سوار در آن كمال اشكال را دارد . » « 135 » البته احداث و نگهدارى راهها ، بر خلاف نظر رابينو كه مىنويسد : ايرانيان نسبت به كار تعميرات بىعلاقگى دارند ، « 136 » به طرق مختلف و توسط افراد گوناگون صورت مىپذيرفته است . در كنار اقدامات دولتى ، معمولا تجار و معتبرين محلى در احداث و تعمير راهها و پلها پيش قدم بوده‌اند . علاوه بر اين ، در نقاط مختلف بودجه‌ها و درآمدهاى خاصى جهت نگهدارى و مرمت راهها در نظر گرفته مىشد . « 137 » در همين زمينه ، رابينو در كتاب « ولايات دار المرز » خود ، آنجا كه به از ميان رفتن كتيبه‌هاى محلى اشاره دارد ، از كتيبه‌اى ياد مىكند كه مطابق متن آن ، « عايدات سراوان [ توسط ناصر الدين شاه ] با حذف ماليات ارضى اين منطقه ، براى نگهدارى جادهء رشت - منجيل و تعمير كاروانسراى امامزاده هاشم و جاده رشت - لاهيجان و ساير راههاى گيلان اختصاص يافته است ؛ 3 نفر براى نظارت بر اين كار تعيين شده بودند : يك نمايندهء روحانى ، رئيس طايفه و رئيس التجار كه اهل گيلان نبود . « 138 » » به هر تقدير ، مسئول نگاهدارى جادهء رشت - تهران در اين زمان دولت بوده و به فاصلهء 4 تا 5 فرسنگ ، يك چاپارخانه وجود داشته است كه مسافر مىتوانسته در آنجا اسب خود را عوض كند و ضمنا يكى از افراد چاپارخانه به منظور نشان دادن راه و نگهدارى و بازگرداندن اسبها به چاپارخانهء اصلى ، همراه مسافر حركت مىكرده است . در همين دوره ، اين جاده نسبتا پرتردد بوده و كاروانهائى كه كالاهاى ايران مركزى را به پيربازار مىبرده‌اند ، از آن عبور مىكردند . « 139 » احداث راه شوسه رشت - قزوين در سال 1313 هجرى قمرى در دورهء حكومت شاهزاده عباس ميرزا ملك‌آرا ، آغاز شد . « 140 » اين جاده به اضافهء جاده غازيان - رشت كه توسط يك شركت روسى ساخته شد ، در 1316 هجرى قمرى براى عبور درشكه افتتاح شد . « 141 » امتياز اين شركت 89 سال بود و علاوه بر اينها ، يك راه فرعى نيز از رشت به پيربازار كه بندر وصول عوارض رشت به‌شمار مىرفت ، ساخته شد . در كنار آن ، سپهدار اعظم جاده‌اى از رودسر به لنگرود ، لاهيجان ، كيسم و رشت و راهى ديگر از رشت به پسيخان ، جمعه‌بازار ، كسما ، شكرباغان و طاهرگوراب احداث نمود . رابينو در مورد اين راهها مىنويسد : هرچند اين راهها در مواقع خشكى قابل ارابه‌رانى هستند ، ولى به سبب اين‌كه سنگفرش نشده‌اند در زمستان وضع نامساعدى دارند . « 142 » رابينو در آغاز سدهء 20 مىنويسد : « گذرگاههاى متعدد گيلان را به مناطق پشت كوههائى كه اين سرزمين را احاطه نموده است ، متصل مىسازد ، ولى همهء اين راهها سخت و صعب العبور مىباشند « 143 » . » بر اين اساس ، بىجهت نيست كه حتى راه ارتباطى قابل قبولى رشت را از طريق زمين به بندر انزلى متصل نمىكرده است ، چنان‌كه اورسل در سال 1882 ميلادى مىنويسد : « چندين سال است هيچ جاده‌اى انزلى را به رشت وصل نمىكند . » « 144 » در همين ارتباط ، كلنل مون‌تيث مىنويسد : دهكدهء پيربازار كه كليهء كالاها براى نقل‌وانتقال بين رشت و انزلى از آنجا مىگذرد ، در كنار رود كوچكى در حدود 3 مايلى درياچه ( مرداب ) قرار گرفته است . « در اينجا نه انبارى براى خواربار وجود دارد و نه قرارگاهى براى مسافران ديده مىشود . تنها پناهگاه مسافران انبارى است بىدروپيكر . » « 145 » اورسل پيربازار را نام بىمسمائى براى آن محل مىداند و مىنويسد : حياط كاروانسراى اين قصبه كه در كنار رودخانه بنا شده ، پر از بارهاى پنبه بود كه به وسيلهء كارگران تقريبا عريان يا كشتيهاى باركشى به انزلى حمل مىشد . « 146 » هرچند مسافت بين رشت و پيربازار از چند كيلومتر متجاوز نبوده ، اما راه آن كه از ميان جنگل مىگذشته مسلما در بدى نظير نداشته و طى اين مسافت به قدرى دشوار بوده كه « اگر انسان سوار بر مركب و بارى اندك داشته ، سه تا چهار ساعت طول مىكشيد . » « 147 » رودهاى كوچك و بزرگ منطقه ، همانگونه كه قبلا آمد ، تا مدتها راههاى آبى داخلى و نيز ارتباط خارجى منطقه را فراهم مىكرده و عمدتا با استفاده از قايقهاى محلى مورد استفاده بوده‌اند . از مهمترين راههاى مزبور كه از نظر تجارى اهميت فراوانى داشته ، همين راه آبى رشت - انزلى از طريق پيربازار بوده است . ملگونف بين سالهاى 1858 تا 1860 ميلادى اين مسير را به دقت
هامش
( 132 ) . جغرافياى تاريخى گيلان و مازندران آذربايجان از نظر جهانگردان . صفحهء 17 . ( 133 ) . همان كتاب ، صفحه 15 . ( 134 ) . ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، صفحهء 52 . ( 135 ) . سفرنامهء بهلر ، صفحهء 10 . ( 136 ) . سفرنامهء مازندران و استرآباد ، صفحهء 25 . ( 137 ) . سرزمين و مردم گيل و ديلم ، صفحهء 73 . ( 138 ) . ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، صفحهء 78 . ( 139 ) . سفرنامهء اورسل ، صفحهء 31 . ( 140 ) . گيلان در جنبش مشروطيت ، صفحهء 29 . ( 141 ) . ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، صفحهء 52 . ( 142 و 143 ) . همان كتاب ، صفحهء 52 ، 53 . ( 144 ) . سفرنامهء اورسل ، صفحهء 15 . ( 145 ) . جغرافياى تاريخى گيلان ، مازندران از نظر جهانگردان ، صفحهء 44 . ( 146 ) . سفرنامهء اورسل ، صفحهء 15 . ( 147 ) . جغرافياى تاريخى گيلان ، مازندران ، آذربايجان از نظر جهانگردان ، صفحهء 44 .