مكانهاى زيارتى محل تشكيل بازارهاى فصلى و تجمع فروشندگان دورهگرد است به نكات مشابهى با آنچه كه در مورد آستانه اشرفيه گفته شد برمىخوريم ، با اين تفاوت كه امامزاده ابراهيم به خاطر كوهستانى بودن و نداشتن امكانات لازم مانند آستانهء اشرفيه پررفتوآمد نيست . حدود 30 سال پيش روستاى امامزاده ابراهيم داراى 2 رديف خانههاى محقر و چوبى و 22 باب دكان ( و در حقيقت دكه ) بود . در فصل سرما كليهء ساكنان روستا به نقاط ديگر كوچ مىكردند و مراقبت از دهكده به اختيار 4 خانوار محول مىشد كه براى حفظ و نگاهبانى آن اجير مىشدند .
گروههايى كه طى چند ماه از سال به اين روستا رفتوآمد مىكردند عبارت بودند از :
- زائران و مسافرانى كه در جستجوى منطقهء خوشآبوهوا و ييلاقى بودند .
- پيشهوران و كاسبكاران جزء و خريداران فرآوردههاى دامى .
- درويشها ، معركهگيران ، مرثيهخوانها . . .
كليهء امور توسط متوليان امامزاده كه دو برادر بودند انجام مىشد بهطورى كه حتى حد و شعاع تكدى گدايان را نيز مشخص مىكردند و از آنان ماليات و عوارضى دريافت مىنمودند .
در گذشته مسافران و زائران امامزاده ابراهيم به وسيلهء اتوبوس تا روستاى لاسك مىرفتند و بقيهء راه را تا امامزاده ابراهيم پياده طى مىكردند . برخى از زائران نيز از طريق روستاى مازوچال به امامزاده اسحاق مىرفتند .
روستاى امامزادهء مزبور 15 باب دكان روستائى داشت ، اما تعداد مسافران آن كمتر از زائران امامزاده ابراهيم بود . در حال حاضر فروشندگان با كالاهاى بيشترى به اين دو امامزاده مىروند و به علت تسهيلاتى كه براى مسافرت وجود دارد از بازارهاى زيارتى و فصلى بيش از گذشته استقبال مىشود .
تغيير محل و تعطيل بازارها
تعطيل و يا تغيير محل بازارهاى هفتگى تنها به خاطر تغيير جادهها و راهها و يا احداث راههاى ماشينرو نبوده است ؛ مهاجرتها و از بين رفتن مراكز دامى و كشاورزى حوادث ديگرى مانند زلزله و سيل و ناامنى نيز موجب تغيير و يا تعطيل بازارهاى هفتگى مىگرديد .
از زمانهاى نسبتا دور تا امروز حدود 38 بازار هفتگى در گيلان تعطيل شده است كه اغلب آنها پس از يك جابجايى در فواصل مكانى كوتاهى رونق و فعاليت خود را از دست دادهاند ؛ از آن جمله مىتوان انتقال بازار آجىبيشه را به لچهگوراب و آلالان را به اسالم و بيكزادمحله را به رضوانشهر و چلمهسرا را به اردهجان نام برد . بازارهاى ديگرى مانند اردهرودكنار و جوپشت و خرارود و دارهسرا و ديناچال سيد شرفشاه و چند بازار ديگر پس از گسترش شهرهاى مجاور و رونق يافتن بازارهاى نزديك به آن يكسره تعطيل شدهاند . بازار و سكهمحله كه ممكن است رونق گذشته خود را بازيابد ، اينك در حد فاصل چند روستا تشكيل مىگردد و جادهء جديد الاحداث و سكه و ميانرود رفتوآمد فروشندگان و خريداران را افزايش داده است .
تغيير زمان بازارهاى هفتگى نيز علل و عوامل گوناگونى دارد ؛ از آن جمله نزديكى دو مكان و تشكيل بازار در يك روز معين هفته است كه خواهوناخواه مىبايست يكى از آن دو ، روز تشكيل بازار را تغيير دهند . اما تغيير زمان تشكيل بازارهاى هفتگى علل ديگرى نيز دارد ؛ به عنوان مثال برگزارى نماز جماعت در روزهاى جمعه كه طى سالهاى اخير بيشتر مورد توجه قرار گرفته موجبات تغيير روز بازار هفتگى را در نقاط مختلف فراهم ساخته است . آخرين مكانى كه با اين تغيير روبرو گرديد بازار هفتگى هشتپر بود . ابتدا به خاطر مخالفت مغازهداران شهر ، تشكيل بازار هفتگى به روز جمعه محول شد چون مغازهداران روز جمعه را تعطيل مىكردند ، اما پس از چند هفته با دخالت مقامات محلى بازار هفتگى به روز پنجشنبه موكول شد تا روز جمعه تمام فعاليتها متوقف باشد و علاقمندان بتوانند در مراسم نماز جمعه شركت نمايند .
بسيارى از بازارهاى هفتگى گيلان داراى سابقهاى طولانى مىباشند ؛ اسامى برخى از آنها را مىتوان در سفرنامهها و كتابهاى تاريخ ملاحظه كرد « 9 » از جمله بازارهاى انزلى ، آستانه اشرفيه ، املش ، رودسر ، سياهكل ، صومعهسرا ، ضيابر ، كسما ، ماسال ، اسالم ، فومن ، كلاچاى ، كوچصفهان ، لنگرود ، لشتنشا و شاندرمن . . .
بعضى از بازارهاى فعال طى 2 دههء اخير تشكيل گرديدهاند و تاريخ تأسيس بسيارى از آنها به سالهاى بعد از 1357 مىرسد . عامل اساسى پيدايش اين نوع بازارها كوتاه كردن دست واسطهها در عرضهء كالاهاست .
تشكيل بازارهاى هفتگى در نقاط مختلف و روزهاى متفاوت به نحوى ترتيب داده شده كه ساكنان سراسر مناطق جلگهاى و كوهستانى بتوانند خود را به يك يا دو بازار هفتگى برسانند . بازارگردها نيز فرصت مىيابند كه براى عرضهء كالاهاى خود در يك هفته به چند بازار بروند . تعداد بازارهاى گيلان طى روزهاى هفته در حال حاضر بدين شرح است :
شنبه 16 بازار ؛ يكشنبه 9 بازار ؛ دوشنبه 11 بازار ؛ سهشنبه 10 بازار ؛ چهارشنبه 17 بازار ؛ پنجشنبه 12 بازار ؛ جمعه - مجموعا 75 بازار .
بدينترتيب مىتوان گفت هنوز هم بازارهاى هفتگى توان آن را دارند كه از دشواريهاى اقتصادى و اجتماعى ساكنان قلمرو جغرافيايى خود بكاهند و فرصتهاى مطلوبترى را در رابطه با سرمايه و توليد ايجاد نمايند ، حتى شرايط مناسبى را براى عرضهء نيازهاى اقتصادى و نيروى كار در حاشيهء شهرهاى كوچك بهوجود آورند . به همين دليل اجناس مختلفى غير از فرآوردههاى ويژه منطقه در اين بازارها عرضه مىشود و در كنار فروشندگان حصير و دام و طيور محصولات صنعتى داخلى و خارجى را نيز مىتوان يافت . طبيعى است كه چهره روستايى بازارهاى هفتگى در مناطق نزديك به شهرهاى بزرگ رفته رفته رنگ مىبازد . در ماههاى معينى از سال معاملهء بعضى از كالاها رونق بيشترى مىيابد كه آن نيز در بعضى از بازارها با حضور شركتها و صنايع بزرگ و كوچك در ارتباط مىباشد مثلا بازار رضوانشهر در كنار كارخانه بزرگ چوكا و ساكنان خانههاى سازمانى آن با جنبوجوش بيشترى همراه است و ساكنان و كارگران غالبا نيازمنديهاى هفته را در روزبازار تهيه مىكنند .
هامش
( 9 ) . در تاريخ گيلان و ديلمستان مير ظهير الدين مرعشى و تاريخ گيلان عبد الفتاح فومنى از بازارهاى گيلان نام برده شده است .