تغييرات و تحولات بازارها
در برابر فهرست بازارهاى هفتگى از سالهاى پس از انقلاب مشروطه تا اين زمان ( 1372 ) و تحولات و تغييرات آنها يعنى تشكيل و تعطيل و جابجائى بازارها به زمينههاى قابل مطالعهاى دست مىيابيم كه همهء آنها مانند اقتصاد پيچيده و مركب آن بازارها شايسته دقت است . بررسيهاى ديگرى نيز در زمينهء موقعيت جغرافيائى و اقليمى بازارها و پيدايش راهها و بالا رفتن ميزان تقاضاها و اضافهتوليد و نيازها و بالاخره وابسته شدن شهرها و شهركهاى نوظهور به توليدات حوزهء جغرافيائى بازارها اهميت مىيابد .
ما فهرست بازارهاى هفتگى گيلان و نيز تغييرات و تحولات آنها را در فاصلهء سالهاى مشروطيت تا زمان حاضر در پايان اين بحث مورد مطالعه قرار مىدهيم .
با دقت در فهرست بازارهاى هفتگى گيلان و تغييرات و تحولات آنها طى يك قرن اخير به نتايج قابلتوجهى دست مىيابيم كه ذيلا به آنها اشاره مىشود :
1 - گسترش شهرها و افزايش جمعيت آنها حداقل در 2 شهر بزرگ لاهيجان ( گيلان شرق ) و رشت ( گيلان غرب ) تشكيل بازارهاى هفتگى را به دست فراموشى سپرد . در عوض رفتوآمد به بازارهاى اطراف اين 2 شهر افزايش يافت و اين خود در وضع بازارهاى ديگر از جمله بازارهاى حاشيهء شهر رشت مؤثر واقع شد بهطورىكه موجب تعطيل شدن بازار هفتگى آجى بيشه ( كه اينك در محدودهء كمربندى شهر رشت ، قرار دارد ) و تغيير محل بازار گيلاوندان ( واقع در 15 كيلومترى شهر رشت ) به روستاى رود برده و از آنجا به سنگر گرديد . همچنين در ساير شهرهاى توسعهيافته گسترش و افزايش جمعيت موجب تعطيل بازارهاى هفتگى در مكانهاى نزديك به آن شهرها شده است . از ميان شهرهاى مزبور مىتوان به صومعهسرا ، انزلى ، آستانه اشرفيه ، اسالم و رضوانشهر اشاره نمود . آخرين بازارى كه در زمستان سال 1371 تعطيل شد بازار هفتگى بازكيا گوراب لاهيجان بود كه فعاليت آن بيش از چند هفته به طول نيانجاميد .
مارسل بازن مؤلف كتاب « تالش منطقهاى قومى در شمال ايران » مىنويسد :
« در اواخر قرن هفدهم ميلادى پدر روحانى مازه از بازار معروف سهشنبه گسكر . . . نام مىبرد كه جمعيتى شگرف را به خود جذب مىكرد ؛ اين بازار كه در كنارهء مقابل رودخانه نسبت به اقامتگاه خان واقع شده بود داراى دهها دكان بود كه در اطراف يك كاروانسرا قرار داشتند . . . فهرستهائى كه در سال 1865 ميلادى توسط ملگونف و در اوايل قرن بيستم ميلادى به وسيلهء رابينو تنظيم و با اطلاعاتى كه در خود محل جمعآورى شدهاند ، تكميل گرديدهاند ، نشان مىدهند كه شبكه بازارها كمى از امروز متراكمتر بوده مخصوصا اين شبكه به طرف شمال و در طرف دشت ساحلى تالش كشيده شده بود . « 8 » »
بازارهاى فصلى و زيارتى
غير از بازارهاى هفتگى و دورهاى بازارهاى فصلى و زيارتى نيز در گيلان تشكيل مىشود . در گذشته معاملات و مبادلاتى در توقفگاه كاروانها به عمل مىآمد كه در پارهاى از ماههاى سال اندك نبود . هريك از بازارهاى زيارتى ويژگيهاى خاصى دارند ، مثلا بازار امامزادهء آستارا تنها در چند روز زيارتى سال مانند تاسوعا و عاشورا تشكيل مىگردد و در امامزادهء نزديك مناره بازار دهقانان از دومين پنجشنبه ماه مرداد تا آخرين پنجشنبه شهريورماه هر پنجشنبه تا جمعهشب را با خانوادهء خود در آن حدود مىگذرانند . در امامزاده تورار نيز وضع به همين ترتيب است ؛ روستائيان منطقه همينكه فراغتى مىيابند از هر سو به آن منطقه كه از نقاط خوشآبوهواى پيركوه است روى مىآورند .
گروههاى اجتماعى ديگر از پردهخوانها ، معركهگيران ، تعزيهخوانها ، مرثيهخوانها و حتى فالبينان نيز بدان سوى مىروند . بايد يادآور شد كه معامله و دادوستد در اين بازارها محدود مىباشد و بيشتر جنبهء وقتگذرانى و تفريح دارد . اما بازارهاى فصلى با رفتوآمد كاروانها و فروشندگانى كه گاه از راههاى دور براى مبادله كالاهاى خود در بازارهاى عمده به نقطهاى روى مىآورند اهميت مىيابد كه از آن جمله مىتوان به روستاى چكوور اشاره نمود .
روستاى چكوور كه در فرهنگ جغرافيايى جزو روستاهاى دهستان ضيابر صومعهسرا آمده و در 14 كيلومترى صومعهسرا قرار دارد ، نقطهء ارتباط كاروانها و فروشندگان روستاهاى خلخال و فومن بوده است . اين فروشندگان مىتوانستند از طريق مرداب نيز به بازار بندر انزلى برسند . غالبا يك روز پيش از تشكيل بازار بندر و 2 روز بعد از آن در اين روستا معاملات و دادوستد نيز جريان داشت و تا زمانى كه كاروانها به رفتوآمد ادامه مىدادند و استفاده از قايقها براى رسيدن به بازار امكانپذير بود فعاليتهاى اقتصادى انجام مىگرفت ؛ جايگاهها و انبارهايى نيز براى مسافران و كالاها در روستا وجود داشت و بدينترتيب در بخشى از سال حداقل 2 تا 3 روز هفته محيط روستا از اين نظر فعال بود . شبها نيز فانوسهاى كنار مرداب و روستا راهنمايى قايقها و مسافران را به عهده داشتند .
راههاى آبى براى بندر انزلى و بقعهء سيد جلال الدين اشرف براى آستانه اشرفيه موقعيت ممتازى از نظر بازارهاى روز بهوجود آوردهاند . اين دو شهر شلوغترين بازارها را داشتهاند . بازار قديم آستانه در اطراف بقعه و در حاشيهء يك تلنبار بزرگ تشكيل مىگرديد . كشتار هفتگى قربانيها در زير اين تلنبار انجام مىگرفت و قربانيهاى نذرى پس از ذبح ميان زائران پخش مىگرديد .
بعدها اين كشتارگاه به محل ديگرى منتقل گرديد و پس از دخالت شهرداريها در تقسيمات صنفى بازارهاى هفتگى محل بازار هفته نيز تغيير داده شد .
در گذشته رفتوآمد به آستانهء اشرفيه مانند بندر انزلى آسان نبود ؛ زائران و مشتريان بازار روز و فروشندگان در روزهاى زيارتى و روزبازار به جا و مكانى نياز داشتند كه شب يا شبهايى را در آن بگذرانند . در نيمهء اول سال به خصوص در ماههاى پس از كشت و بعد از برداشت زائران بيشترى بدانسوى روى مىآوردند . خانهداران براى يك يا چند روز اطاقهايى را به مسافران اجاره مىدادند كه هنوز هم در نقاط مختلف گيلان و مازندران مرسوم است .
در يك مكان زيارتى ديگر به نام امامزاده ابراهيم در شفت كه همچون ساير
هامش
( 8 ) . تالش منطقهاى قومى در شمال ايران ، مارسل بازن ، ترجمهء دكتر مظفر امين فرشچيان . انتشارات آستان قدس رضوى ، مشهد 1367 ، صفحهء 552 و 553 .