در سالهاى اخير بر اثر ايجاد شبكههاى مختلف حملونقل رفتوآمد جمعيت خريداران و فروشندگان به بازارهاى هفتگى افزايش يافته و رونقى بيش از گذشته به بازارها بخشيده است . از سوى ديگر به تعداد بازارهاى روز نيز افزوده شده است . بررسى ما نشان مىدهد كه از سال 1352 تاكنون ( 1372 ) تعداد قابلتوجهى بازار هفتگى جديد در گيلان تشكيل گرديده كه مورد استقبال قرار گرفتهاند .
برخى از بازارها محدودهاى وسيع دارند و فروشندگان و خريداران را از نقاط بسيار دور به خود جلب مىكنند ، به عنوان مثال مىتوان از بازار دوشنبهء سنگر ياد كرد . فروشندگان و خريداران از حوزههاى ساير شهرها و مناطق دور نظير رودبار و سياهكل و حتى روستاهاى قزوين به اين نقطه روى مىآورند .
اين قبيل بازارها چهرهاى روستايى و شهرى دارند و با بازارهاى املش ، سياهكل ، آليان و ساير نقاط متفاوتند .
جنبههاى اجتماعى و تفريحى بازارها
در « احسن التقاسيم » ضمن اشاره به آداب و رسوم ديلميان از بازارهاى هفتگى و گروههاى اجتماعى و تفريحات و سرگرميهاى مردم آن در هزار سال پيش يادشده و چنين آمده است : « ايشان ( ديلميان ) مجلسهايى آزاد در كوچه و بازار نيز مىسازند و با پوشيدن كيسههاى طبرى و در دست داشتن زوبين در آن شركت مىكنند ، دانشمند را معلم مىخوانند . . . در آنجا فروش نان معمول نيست و آن را اهانت مىشمرند . . . هفته بازارها دارند براى هرديه يك روز نهادهاند و پس از پايان بازار زنان و مردان به جايگاه كشتى گرفتن روند ؛ داور در آنجا بر نشسته طنابى به دست گرفته هركس پيروز شود يك گره بر آن مىبندد « 13 » . »
در برخى سفرنامهها جهانگردان تا زمان مشروطه بازار رفتن دهقانان را بخشى از برنامههاى تفريحى و اجتماعى آنها دانستهاند . بعضى از روستاييان براى ديدارهاى دوستانه ، انتخاب همسر و گردش و تفريح به بازار مىروند .
رفتن به بازار چنان لطف و جذبهاى دارد كه پدران و مادران به عنوان تشويق فرزندان خود را به بازار مىبرند .
مىتوان گفت بازار رفتن براى نوجوان گيلانى نشانهء خروج از دنياى كودكى و پيوستن به جرگهء مردان است . او با رفتن به بازار احساس مىكند كه قدم از مرحلهء كودكى بيرون گذاشته است ، لذا مىكوشد با كمك به پدر و مادر ، علاقمندى خود را به دخالت در مسايل زندگى و بازار نشان دهد و فرهنگ نوين بازار را بشناسد و با ديگران دربارهء ديدهها و شنيدههاى خود به گفتگو بنشيند . حضور صاحبان حرفهها و طبقات مختلف نظير نقالان ، معركهگيران ، ريسمانبازان ، تعزيهخوانها ، نامهنويسها ، مارگيران ، دعانويسان و فالگيران رونق بيشترى به بازارهاى روز مىبخشد . بيشترين مراجعين دعانويسها و فالگيران را زنان و مردان كمدرآمد روستاها تشكيل مىدهند . نامهنويسان و يا به قول خودشان محررين به نوشتن قرارداد و اجارهنامه و وصيتنامه و نظاير آنها مىپردازند . در عرف روستا نوشتهء آنان داراى احترام و قدرت قانونى است .
اين گروه با همهء طبقات مردم در سنين متفاوت سروكار دارند .
درويشها گاه به تنهايى و گاه 2 نفرى در طول روز سرتاسر بازار را زير پا مىگذارند و با خواندن اشعار در زمينههاى مختلف مراجعين بازار را سرگرم مىكنند . گاه نيز در مكانى به معركهگيرى و داستانسرايى مىپردازند ، اما پردهخوانها مانند نقالان و گروهى از معركهگيران سبكبارتر از ديگرانند .
پردهخوان در گوشهاى كه عبور مردم بيشتر باشد پردهاى را كه بر آن تصاوير مذهبى و تاريخى رسم شده مىگشايد و آنگاه دربارهء تصاوير داد سخن مىدهد .
به هر مناسبت ابياتى مىخواند گاه نيز از مصائب قهرمان پرده سخن مىگويد و يا با بيان طنزى مردم را مىخنداند .
كار تعزيهخوانها از وسعت و گستردگى بيشترى برخوردار است به همين دليل برخى از آنان به جاى تعزيهخوان به خود عنوان « شبيهگردان » مىدهند .
اجراكنندگان اين نوع نمايشنامههاى مذهبى گاه به صورت سيار از روستايى به روستاى ديگر رفته و يا سرتاسر بازار را در يك روز طى مىكنند و يا از نقطهء مبدأ ، در هر فاصلهاى با بازار ، نمايش مذهبى را آغاز مىنمايند . رايجترين تعزيهها در چنين موقعيتى انتقال اسيران كربلا به شام و رفتن قبيلهء بنى اسد جهت دفن شهيدان مىباشد كه در هرنقطه زمينههاى مناسبى در اختيار تعزيهگردانها مىگذارد . مارگيران تنها گروهى هستند كه حضور آنان آرامش خاطر فروشندگان بازار را بههم مىزند به همين دليل سعى مىشود كه آنان در فضائى دور تر از ديگران به كار خود بپردازند ، زيرا ديده شده است كه گاه مار از دست مارگير گريخته و موجب فرار مردم مىشود .
برخى از مارگيران ، گذشته از نمايشهاى حيرتانگيز مطالبى نيز دربارهء عجايب و شگفتيهاى سرزمينهاى دور و نزديك مانند حبشه و عربستان و افغانستان و پاكستان را نقل كرده مشتريان خود را سرگرم مىسازند .
عوامل ركود بازارهاى هفتگى
صرفنظر از عوامل طبيعى مانند برف و باران و بسته شدن راههاى ارتباطى و يا فرارسيدن زمان كشت و برداشت كه بهطور موقت به ركود بازار روز مىانجامد عوامل پيشبينىنشدهء ديگرى نيز موجب ركود كار بازاريان مىگردد . جيمز بيلى فريزر كه سفرش به گيلان مصادف با روزهاى فروكش كردن بيمارى طاعون در منطقه بوده است خبر از تعطيل بازارهاى هفتگى گيلان و مازندران مىدهد و در سفرنامهء خود مىنويسد : « در لاهيجان محل بازار نسبتا پرازدحام بود ، اما بقيهء كوچهها چنان خلوت و خالى بود كه وقتى از آنجا خارج شدم به زحمت كسى را يافتم كه راه رشت را به من نشان دهد . » « 14 » حوادث قومى و نزاعهاى محلى و پارهاى از مشكلات ديگر موجب ركود بازار مىگردد . بازار روز هميشه محل آشنائيها و دوستيها و صميميتها نيست ، گاه نيز مركز توطئهها و درگيريها و حوادث ناگوار مىباشد ، حوادثى كه حتى چپاول و غارت را به دنبال دارند . در گذشته اختلاف بين خانها و مالكين و درگيرى عوامل آنها با يكديگر موجبات اختلال در كار بازار را فراهم مىساخت .
وصول مال الاجاره و مطالبات از روستائيانى كه توسط كارگزاران خانها و مالكان در بازار روز غافلگير مىشدند گاه وضع بازار را آشفته مىساخت .
هامش
( 13 ) . احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ، مقدسى ، ترجمهء دكتر علينقى منزوى ، شركت مؤلفان و مترجمان ايران ، تهران 1361 ، جلد 2 ، صفحهء 545 .
( 14 ) . سفرنامهء فريزر ، ترجمهء دكتر منوچهر اميرى ، انتشارات توس ، تهران 1364 ، صفحهء 571 .