معامله و عهد و پيمان و معانى ديگر بوده است ؛ اما امروز به محل دادوستد اطلاق مىگردد و عنوان بازارهاى دورهاى يا هفتگى شكل ويژهاى از آنست كه در جوامع روستائى نشاندهنده و در برگيرندهء روابط اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى روستائيان و روستانشينان مىباشد . در شمال ايران بهويژه در گيلان تشكيل بازارهاى دورهاى و هفتگى سابقهاى طولانى دارد تا جائى كه برخى از پژوهندگان احتمال مىدهند كه رشد شهرنشينى در شمال ايران ارتباط نزديكى با بازارهاى روستائى داشته و پايههاى نخستين شهرها و شهركهاى ايران در شمال ( جنوب بحر خزر ) بر بازارهاى هفتگى گذاشته شده باشد . هماكنون آباديهائى وجود دارند كه به نامهاى جمعهبازار و دوشنبهبازار خوانده مىشوند . بىشبهه در احداث اين آباديها ، بازارهاى هفتگى مؤثر بودهاند . « 5 » با وجود افزايش راهها و گسترش شبكههاى ارتباطى اين بازارها هنوز هم در عرصهء اقتصادى و اجتماعى جاذبههاى سنتى خود را حفظ كردهاند . بهطورى كه مىتوان آنها را از جمله جاذبههاى توريستى براى استان گيلان شمرد .
نقش بازار در تحولات سياسى و اجتماعى
نكتهء قابل ذكر آنكه تشكيل بازارهاى هفتگى و دورهاى در گيلان از جمله عوامل بيدارى دهقانان و اوجگيرى نهضتهاى روستائى نيز بوده است ؛ زيرا اين بازارها غالبا مكانهاى مناسبى براى تبادل اطلاعات و تنوير افكار و برخورد عقايد و انديشهها و نيز همبستگى بين افراد بهشمار مىرفتهاند . در بسيارى از نهضتها و جنبشهاى گيلان از جمله قيام جنگل نقش بازارهاى مزبور را نمىتوان ناديده گرفت .
بازارها چه به صورت ثابت و چه به شكل سيار غالبا نقطهء جوشش اعتراضها و قيامها بودهاند . در نهضتهاى اسلامى و ملى نمونههاى زيادى در اين مورد وجود دارد ؛ به عنوان مثال مختار ثقفى در قيام عليه امويان ( 67 - 66 ه . ق ) يارانش را در بازار بسيج كرد .
گاه بازارها چنان با منافع مالكان و اربابان در تعارض بودهاند كه آنها را عليه خود برانگيخته و به مبارزه و انتقامجوئى وادار ساختهاند . بسيار ديده شده كه بازار هفتگى و دورهاى يا حتى بازار ثابت به دست زورمندان و عوامل آنها به تعطيل كشيده شده است . در « سفرنامهء استرآباد و مازندران و گيلان » مربوط به وقايع سالهاى 1276 و 1277 هجرى قمرى مىخوانيم :
« ولايت كرگانرود دكان و بازار مثل ساير ولايات ندارد . در قديم بازار بود ، فرج الله خان موقوف كرد . هرچيز بخواهند بايد به انزلى و يا آستارا بروند و خريد نمايند به جهت همين ، بازار را موقوف كرد كه كسى از احوال ولايت و ظلم و تعدياتش باخبر نشود « 6 » . »
در مناطقى مانند لشتنشا و سنگر و . . . كه تشكيلاتى به نام ادارهء املاك ، منطقهء جغرافيائى را زير نظر خانها قرار مىداد روابط اجتماعى بازاريان و روستائيانى كه از گوشهوكنار جهت خريد در بازارهاى هفتگى جمع مىشدند دقيقا مورد توجه قرار مىگرفت و در حقيقت ادارهء املاك در روزهاى تشكيل بازار هفتگى مانند ساير مؤسسات دولتى روزهاى فعال و پرجنبوجوشى را مىگذرانيد و در داخل آن تشكيلات ، گروه ويژهاى روزهاى تشكيل بازار آماده دريافت خبرها و گزارشهائى بودند كه وسيلهء خبرچينها در سطح بازار به آنان مىرسيد . قهوهخانه از مهمترين و شاخصترين پايگاه دريافت خبر بهشمار مىرفته و ظاهرا از گذشتههاى دور مركز گفتگوهاى مختلف ، حتى انتقاد از قدرتها و حكومتها نيز بوده است . « 7 » به همين جهت بايد استثنائا اين واحد شغلى را تركيب قابل مطالعهء ديگرى در روزهاى معين هفته دانست . اما توسعهء بازار و افزايش راهها و گستردهتر شدن شعاع رفتوآمدها براى كسانى كه مىخواستند همواره بر مسائل اجتماعى و فرهنگى و حتى اقتصادى بازارهاى هفتگى روستائيان تسلط داشته باشند مشكلات بيشترى بهوجود مىآورد و ناگزير بر تعداد خبرچينها اضافه مىشد و تقريبا تمام مراكز مانند قهوهخانهها زير نظر افراد معين قرار مىگرفت و آنان خبرها را به شخصى كه در رأس تشكيلات خبررسانى قرار داشت مىرسانيدند و اگر خبر داراى اهميت فوق العادهاى بود گزارش آن را براى خان مىبردند تا به موقع چارهجوئى شود .
كار خبرچينها در روزهاى عادى به مجامع كوچكتر مانند مدارس و مراكز ادارى و روزنامهفروشيها و غيره ، كشانيده مىشد ؛ به همين دليل در مراكز نزديك به حوزههاى شهرى و دهستانهاى اطراف شهرهاى بزرگ مقاطع تحصيلى در حد ضعيفى نگاهداشته مىشد و غالبا معلمان زير نظر قرار مىگرفتند و كوشش زيادى به كار مىرفت كه به هر نحو از نظر اقتصادى و اجتماعى به خانها وابسته شوند و با قدرتهاى حاكم بر اقتصاد و روابط معمول روستا كه همواره در جهت منافع زمينداران بزرگ در تلاش بودند همكارى نمايند . هنگام سلطهء رضا شاه در روزهاى بازار اگر در دست كسى روزنامه ديده مىشد مورد سؤظن و تعقيب قرار مىگرفت ، در سال 1310 شمسى چند مورد گزارش به ادارهء املاك لشتنشا داده مىشود كه كسانى در روزهاى بازار علنا به خواندن روزنامه مىپردازند و درخواست مىشود كه آنان را مورد مؤاخذه قرار دهند و ادارهء املاك در صدد جلوگيرى از ورود روزنامه و پخش آن در ميان بازاريان برمىآيد و تنى چند از آنان را به ادارهء املاك برده تعهد مىگيرد كه ديگر سرمشق بدى براى ديگران نباشند و كار روزنامهخوانى را در بازار دنبال ننمايند ! اما سرانجام در سالهاى پس از جنگ جهانى دوم و كاهش فشار و اختناق ، در بازارهاى هفتگى عملا بر توسعهء مبادلات پولى و برخوردهاى درونطبقاتى و فرهنگى و سياسى افزوده گرديد و ضمن حل دشواريهاى اقتصادى و فرهنگى فرصتهاى بيشترى در رابطه با رشد سرمايهدارى و توليدات صنعتى بهوجود آمد كه زمينهء جابجا شدن بازارهاى هفتگى و حتى تعطيل بعضى از آنها و ايجاد بازارهاى هفتگى ديگر را فراهم ساخت . قابل ذكر است كه در دشتهاى وسيع گيلان و در سواحل درياى خزر استفاده از راههاى آبى نيز موجب گسترش و تغيير محل بازارهاى هفتگى بوده است ، همانطور كه گسترش راههاى شوسه از سالهاى 1294 شمسى به بعد سرعت بيشترى پيدا كرد .
هامش
( 5 ) . به مقالهء خسرو خسروى تحت عنوان « بازارهاى روستائى در ايران » مراجعه كنيد : راهنماى كتاب ، سال 19 ، شمارههاى 3 - 1 فروردين - خرداد 1355 ، صفحهء 22 .
( 6 ) . سفرنامهء استرآباد و مازندران و گيلان . . . ، ميرزا ابراهيم ، به كوشش مسعود گلزارى ، بنياد فرهنگ ايران ، 1355 ، صفحهء 214 .
( 7 ) . سياحتنامهء شاردن ، ترجمهء محمد عباسى ، انتشارات اميركبير ، تهران 1336 ، جلد 4 ، صفحهء 274 .