تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

بازار و مبادلات اقتصادى

هنوز هم دادوستد در برخى روستاها به صورت تهاترى يعنى از راه مبادله اجناس با يكديگر انجام مىگيرد و تا سالهاى اخير در بازارهاى هفتگى نرخ‌گذارى نيز معمول نبوده است . نكتهء قابل‌توجه آن است كه در بازارهاى هفتگى روابط انسانى و اخلاقى پايه‌هاى محكمترى داشته و اين امر خريدار و فروشنده را كمتر دچار ترديد مىساخته است . تقلب و تدليس و گرانفروشى در اين بازارها رايج نبوده ، زيرا مشترى و فروشنده تماس مداومى با يكديگر داشته‌اند . روستايى نخستين فروشندهء بازار هفتگى است ، زيرا براى تهيهء ما يحتاج زندگى نياز به پول دارد . غالبا بازارهاى روز هنگام ظهر به كار خود پايان مىبخشند ، زيرا روستائيانى كه از نقاط دور تر به بازار آمده‌اند ، مىبايد قبل از غروب آفتاب به خانه خود برسند . فروشندگان غيربومى گاه خود مشتريان محصولات محلى مىباشند ، بدين‌ترتيب كه محصولات محلى را به قيمت ارزان خريدارى كرده در بازارهاى هفتگى يا نقاط ديگر به بهاى گرانتر مىفروشند و اين امر در كنار نظام سرمايه‌دارى رشد و افزايش بيشترى يافته است . افزايش نيازمنديها همواره موجب رونق بازارهاى هفتگى مىشود و اجناسى كه در بازارهاى هفتگى عرضه مىشود به نيازمنديهاى هر محدوده بستگى دارد . در املش روزهاى بازار را « گالش‌بازار » مىگويند . اين بازار هرگز تعطيل نمىشود اگر با روزهاى مذهبى برخورد كند فقط نيمى از روز داد و ستد انجام مىشود تا كسانى كه از راه دور به بازار آمده‌اند دست خالى برنگردند . برخى از كارگران مزد خود را در روزبازار دريافت مىكنند و كارفرمايان خرده‌پا به اتفاق كارگران محصولات خود را به بازار حمل كرده به فروش مىرسانند و مزد كارگران را مىپردازند . در روزبازار بانكها شلوغ‌ترين روزهاى هفته را مىگذرانند . وضع حماميها و آرايشگران و نعلبندان نيز چنين است . قهوه‌خانه در تمام روز از پرجنب و جوش‌ترين نقاط به‌شمار مىرود . اين محل امروز هم مانند گذشته پاتوق كشاورزان چند روستاست . دهقانان در روزبازار مىتوانند دوستان و آشنايان خود را ملاقات كنند و به وسيلهء قهوه‌چى و آشنايان پيامها و حتى نامه‌ها و دعوتنامه‌هاى عروسى و غيره را به يكديگر برسانند . بسيارى از اختلافات و مناقشات در قهوه‌خانه حل‌وفصل مىشود . در گذشته برخى از بازارهاى هفتگى روستاها محل طرح دعاوى روستاييان بود و دادگاهى كه با شركت ريش‌سفيدان و معتمدان بازار تشكيل مىشد به اين دعاوى رسيدگى مىنمود . دادگاه بازار دعاوى مراجعان را از طريق كدخدامنشى حل‌وفصل مىكرد و مجازاتى در بين نبود . نويسندهء « بازارهاى روستايى در ايران » در مورد دادگاه دوشنبه‌بازار ضيابر مىنويسد : « در بخش ضيابر در گيلان ، روستاييان حل اختلافات موجود را به بازارى كه روزهاى دوشنبه تشكيل مىشود موكول مىكنند . نوع اختلافات ممكن است مربوط به داخل و يا خارج بازار باشد . . . دادگاه دوشنبه‌بازار به اختلافاتى نيز كه در خود بازار به وقوع پيوسته است رسيدگى مىكند مانند غصب محل فروش يكى توسط ديگرى و همچنين به اختلافات مربوط به امور كم‌فروشى و يا گرانفروشى و اختلافاتى كه بين طلبكاران و بدهكاران پديد آمده است . . . ظاهرا اجراى قانون كدخدايى مصوب 25 آذرماه 1314 شمسى ، به خصوص مادهء 7 آن به مقدار قابل ملاحظه‌اى به اعتبار دادگاههاى بازار لطمه وارد آورد . بنابر مادهء 7 اين قانون كدخدا بايد . . . دعاوى جزئى بين اهالى ده را كه قيمت آن از 50 ريال تجاوز نمىكرد به كدخدامنشى حل‌وفصل كند . . . تصويب و اجراى قانون تشكيل خانه‌هاى انصاف در سال 1344 ه . ش . پايه‌هاى دادگاههاى بازار را كه به صورت يك نهاد اجتماعى قرنها وظيفه‌اى به عهده داشت ؛ در بازارهايى كه هنوز مقاومت مىكرد سست‌تر كرد ، آنچنان‌كه امروز دادگاهها ، در بازارهاى روستايى ، واپسين لحظات عمر خود را مىگذراند . « 10 » » دبيرستانها نيز در روزهاى تشكيل بازار خلوت و يا نامنظم است به همين دليل بايد گفت جنبه‌هاى اجتماعى بازارهاى هفتگى حداقل براى گروهى ، از جنبه‌هاى اقتصادى آنها مهمتر مىباشد . معمولا كارگران دوست دارند در روز بازار حقوق خود را دريافت دارند و بر خلاف گذشته كه كارفرمايان از رفتن آنان به بازار ممانعت به عمل مىآوردند « 11 » و خود نيازمنديهاى آنان را تهيه كرده و با بهرهء بيشتر در اختيار كارگران قرار مىدادند و يا از حقوقشان كسر مىكردند امروز زمان پرداخت مزد را به روزبازار موكول نموده‌اند . فروشندگان بيشتر از ميان مردان مىباشند ، اما گاه زنان نيز در كار فروشندگى دست دارند . در حال حاضر كالاهايى كه بيش از همه توسط زنان در بازارهاى هفتگى فروخته مىشود عبارتند از : انواع سبزيها ، بافتنيهاى دستى ، محصولات دامى و غذايى مانند مرغ و تخم‌مرغ و شير و ماست و پنير و عسل و غيره . . . كسب‌وكار زنان فالگير نيز در بازارهاى هفتگى رونقى بسزا دارد . گروههاى فروشنده در بازار داراى جايگاههاى مخصوص و محدودى مىباشند . تنها اسب‌فروشان ميدان وسيعى را در اختيار دارند و خريداران اسب مىتوانند در اين ميدان اسب مورد نظر خود را آزمايش كنند . در گذشته نظارت بر بازار روز توسط داروغه انجام مىگرفت و داروغه به وسيلهء معتمدان محل يا به اصطلاح ريش‌سفيدان انتخاب مىشد . بعدها خانها و مالكين داروغه را انتخاب مىكردند . در زمان حاضر شهرداريها بر بازارهاى هفتگى نظارت دارند . پرداخت عوارض و ماليات از سوى فروشندگان بازارهاى مزبور در گذشته نيز مرسوم بوده است . تا سال 1355 مبلغى كه توسط فروشندگان بازارهاى روز پرداخت مىشد از 15 تا 65 ريال بود . مارسل بازن مىنويسد فروشندگان دوره‌گرد ما سال فقط 1 تومان به شهردارى مىپرداختند و 5 تا 50 ريال به صاحب بازار يعنى در حقيقت آنان ميان 15 تا 60 ريال بيشتر نمىپرداختند . « 12 »
هامش
( 10 ) . بازارهاى روستايى در ايران ، خسرو خسروى ، راهنماى كتاب ، سال 19 ، شمارهء 4 - 6 ، تير و شهريور 1355 ، صفحهء 322 و 323 . ( 11 ) . كارگران يكى از معادن زغال‌سنگ حاشيهء گيلان در سال 1336 به همين سبب دست به اعتصاب زدند . آنان در گفتگويى به نگارنده گفتند : با طلوع آفتاب به دل زمين مىرويم و هنگام غروب از آنجا خارج مىشويم ، البته اگر زنده‌به‌گور نشويم . فرصت رفتن به شهر و يا به بازار هفتگى به ما داده نمىشود و مجبوريم نيازمنديهاى خود را از كارفرما با چند برابر قيمت بخريم و بدين‌ترتيب هرماه قسمتى از حقوق خود را به كارفرما برمىگردانيم و از تعطيلات هفتگى نيز محروم هستيم . ( 12 ) . تالش منطقه‌اى قومى در شمال ايران ، مارسل بازن ، جلد 2 ، صفحهء 554 .
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 331 | ابراهيم اصلاح عربانى