دل گشت اسير و من اسيرش * صياد خود و شكار خويشم
چون ساقهء سبز باغ هستى * منّتكش نو بهار خويشم !
گوئى همه عالم است با من * آن لحظه كه در كنار خويشم
اى عشق ، « فريده » را صدا كن * عمرىست در انتظار خويشم
ثابتكار - مرضيه
مرضيه ثابتكار به سال 1324 شمسى در بندر انزلى به دنيا آمد . كتاب « وقتى براى گريستن نيست » مجموعهاى از اشعار اوست .
بخشى از شعر بشارت
چشمانش آيههاى رسالت را * در رسالهء شبانگاهى زمان ، تكرار مىكند
و مرا به عمق عميقترين لحظه ، به فكر مىكشاند * به فكر روز و شب
لحظهى طلوع و غروب * روز و شبى كه در طلوع هميشهء طالع او پيداست
مرا تا انتهاى لطيف سحرگاهان به سجده مىدارد * اينك سر به آستانش
سر به آستانه مىسايم * لبانش لبريز از تلاوت اوراد سحرگاهىست
و نگاهش بىانتهاترين فروغ جاودانه * ستارهاى كه به صبح بشارت مىدهد
بشارت به آخرين ستاره طلوع را به ياد مىآورد
خديوى - مهين
مهين خديوى به سال 1332 در لاهيجان ديده به دنيا گشود و پس از طى دورهء دبيرستان به دانشگاه راه يافت . شاعرهاى نوپرداز است . كتاب « سكوت جنگل زخمى در صبحگاه بيدارى » بخشى از اشعار او در پائيز 1356 منتشر شد . و مجموعهء شعرهاى پس از آن ، به زودى منتشر مىشود .
در مرداب روز ، * لحظههايم
نيلوفرى است ، * آغشتهام ،
از درد ؛ * و نمناك
از خون . * شامگاه را
به ياد بسپار ! * غربت توان نداشت ،
بودن را ، * شقاوتى است .
*
يك ستاره ، * يك آسمان ،
يك جَرقّه ، * يك گل سرخ ،
يك بلور ، * و هزاران هزار زخم .
نطفه را حكايتى است ، * بارشى طولانى ،
بايد ! ! !
*
چراغ افروختيم ، * و از كوچههاى شهر گذشتيم ،
فرياد شبانه ، * پردهى شب را ،
دريد . * و چهرهى ماه را ،
چاكچاك كرد . * اسب ،
شيهه كشيد . * و پلنگ ،
هزاران هزار گريست !
*
يورش باد ، * خشخش ،
زخمى برگ ، * ماه لب فروبست .
و زمين ، * به نفرين نشست !
سكندرى - پرى
پرى سكندرى به سال 1317 در رشت به دنيا آمد . بيشتر اشعار او در قالب چهارپاره ؛ و در زمينهء مسائل زنان است .
بخشى از شعر ديوانه
شبى با خويشتن ديوانهاى گفت * چرا مردم مرا ديوانه خوانند ؟
گمان دارند خود از عاقلانند * به جمع خود مرا بيگانه دانند
*
صفا كو ، مهربانى كو ، وفا كو ؟ * چرا از رنج جانكاهم نكاهند ؟ !
به پيش چشم من اين روسپيدان * دوروى و پرفريب و دلسياهند
*
به دست مردم مجنونتر از خويش * خداوندا ، خداوندا ، اسيرم
چرا بايد ، چرا بايد ، نخواهند * كه من در گوشهاى آرام گيرم