متوسطه را در لنگرود به پايان رساند و از دانشگاه اصفهان ليسانسيه زبان و ادبيات فارسى شد . همهء زمينههاى شعرى را تجربه كرده و بيشتر به شعر نو تمايل دارد . كتاب شعر « دريچه » در 1357 از او منتشر شده است .
بخشى از يك شعر بلند اندوهواره
در امتداد رويش صدها ستاره بود * ما را به سنگ فاجعه بستند .
سنگ از كدام ناحيه باريد ؟ * سنگ از كدام ناحيه مىبارد
مىدانى ؟ !
*
اينك مرا حكايت غمگينى است ، * از دور دور ؟ نه از نزديك .
از وحشت غروب غمانگيز يك طلوع . * در لابهلاى جنگل آزاده شمال
از مرگ يك ستاره ؟ * نه از خورشيد
خورشيد روشنائى آگاه .
*
بعد از تو اى سخاوت سبز سپيدرود ، * بعد از تو اى جلالت درياچهء خزر
بعد از تو اى صلابت البرز ، * با خنجرى نشسته به هرسينه داغ بود .
زيباترين شقايق جمعيت اسير ، * غمگينترين شقايق غمگين باغ بود .
*
بعد از تو آه . . . * زخم بزرگ قلب مرا التيام نيست
خواهر ! * با مادرم مگوى ،
پيراهن سياه مرا باد برده است .
*
جنگل ، * اين عاصى خجستهء آزاد .
اين سرنوشت سرخ بهارآفرين سبز . * زيباترين ترانه پيروز لنگرود .
بار دگر به شوكت ديروز دوردست ، * بيدار گشته است
با قدرت تمامى استادگان خاك * روح بزرگ « كوچك جنگل »
اين جارى هميشهى بيدار مىدمد
لنگرود 1350
منصور - سيد على مير باذل
سيد على مير باذل به سال 1335 شمسى در رشت به دنيا آمد و تحصيلات مقدماتى و متوسطه را در زادگاه خود فراگرفت و در رشتهء پيراپزشكى فارغ التحصيل شد .
غزلهاى زيباى او در مطبوعات منتشر مىشود ولى به « شعر سپيد » گرايش بيشترى دارد .
كوچه و ماه
صداى سايهاى را مىشنود ، * در را مىگشايد .
نگاهى به كوچه مىاندازد * و نگاهى به ماه .
در را مىبندد * و در گوشهاى
به انتظارى شيرين * گيسوان سپيدش را
با نور ماه * حنا مىبندد .
كليد
چشمهاى تو اگر * و نگاه من نيز
همجهت مىديدند * رويش صبح و ظهور شب را
قفلها را مىشد * با كليدى سوزاند .
م . مؤيد - محمد حسين مهدوى سعيدى
محمد حسين مهدوى سعيدى به سال 1322 شمسى در نجف اشرف به دنيا آمد و همراه با پدر مجتهد و فاضل خود ، شيخ محمد مهدوى لاهيجانى به زادگاه بازگشت .
مؤيد ليسانسيهء زبان و ادبيات عرب از دانشگاه اصفهان شد و اكنون در لاهيجان زندگى مىكند . او شاعرى نوپرداز است .
شب باز
اينجاست كه من نشستهام * فراز درخت كندر و بر پهندشت روشن بىلك
ابرى روشن آسمانم * مهر روشن زمينم
و من * گرم ميان دو خاكسترى
شبِ باز
*
شبِ باز