گورگين - تيمور
تيمور گورگين به سال 1313 شمسى در چولاب رشت به دنيا آمد .
روزنامهنگار ، پژوهشگر ، نويسنده ، ترانهسرا و شاعر ( گيلكىسرا - فارسىگوى ) است . در همهء زمينههاى شعر آثار زيادى دارد . ترانههايش با صداى گرم خوانندگان راديو سالهاست كه پخش مىشود . اشعار گورگين با نامهاى مستعار : مورچه رشتى - بىمخ ميرزا - مقروض الشعرا - كاسگول گيلهمرد - مولانا رشتى ، جوجهشاعر و . . . در مطبوعات چاپ شده است .
كتابهاى دختر رشتى ، گلبانگ گيلان ( شعر گيلكى ) ، امروز چه كسى مىتواند شاعر باشد ، طاغوت در تابوت ، چهار ديوان ، بررسى شعرهاى زرگر ، فايز ، كفاش و شاطر عباس از او منتشر شده است .
اين است پهلوان
او پهلوان نبود . . . * هرگز ، به عمر خويش ،
ميدان پهلوانى مردان نديده بود * بر سينهاش نبود ،
هرگز مدالهاى طلائى افتخار ! * اما . . .
او پهلوان زندگى سخت خويش بود : * هرروز با « اميد »
با « كار » ، نان ز كورهء خورشيد مىربود ! * شبها كه تن به روزن كاشانه مىكشاند ،
فرياد شادمانى فرزند و همسرش * پر مىكشيد بار دگر سوى آسمان :
- آورد « قرص نان » * اين است پهلوان . . .
تهران 1368
گيلان
ذهن من بارانىست . . . * همهء فكرم را
جنگل و سبزه و رود و دريا ، پر كرده است ! * آى گيلان ، گيلان !
باز آئينه و جام تو به دستم افتاد . * عشق و ياد شيرينت ،
بال پرواز خيالم را وسعت داد !
لمعه - منوچهر
منوچهر لمعه شاعر ، محقق ، مترجم و نويسنده به سال 1317 در رشت به دنيا آمد و در 1360 شمسى پس از 43 سال زندگى ، رخ در نقاب خاك كشيد .
كتابهاى « فرهنگ عاميانهء عشاير بويراحمدى و كهكيلويه » ( 1349 ) و « همراهان » داستان ( 1355 ) و « بازى » از ساموئل بكت ، ترجمه ( 1350 ) حاصل عمر كوتاه و پربار اين فرزند گيلان است .
شمالى
در خون من ستارههاى همه عالم مىلولند * و اگر
هرانسانى را * ستارهايست
من تمام ستارگان را دوست مىدارم * روح من سيال است
و تبارش به ابرها مىرسد * - هرلحظه به شكلى -
و در ترك روحم نسيم مىوزد و باد مىآيد * و سرانجام تو مىآئى
تو كه چون قطرهى باران * تو كه چون ذرهى شبنم
در لابهلاى روحم خلوت گزيدهاى * بايد خوشههاى تبآلود برنج را
آبيارى كنم * و از ملخهاى بىترحم صادقانه بخواهم
تا مزارع اولادانم را نيالايند
محمدىپور - فرامرز
فرامرز محمدىپور به سال 1341 شمسى در لنگرود به دنيا آمد و در همانجا زندگى مىكند . در شعر ، همراه نوپردازان است .
آستان عشق
در ابتداى ظلمت شب * اى دوست
يادت ، ستارهاىست * در آسمان خالى بخت من .
و من ، * شرقىترين ترانهى حافظ را
در آستان عشق * با نام نازنين تو مىخوانم
شايد ، آرامشى بيابد * ديوانهى هميشگىام
دل !
مرادى - غلامرضا
غلامرضا مرادى ، شاعر ، نويسنده و پژوهشگر به سال 1327 شمسى در صومعهسرا به دنيا آمد . ليسانسيه فلسفه از دانشگاه تهران شد . وى در همهء شيوههاى شعر آثار زيادى دارد و از گويندگان نامدار گيلان است . غزل ، گرچه در نهانخانهء دل او بيشتر راه مىيابد ، اما به شعر نو ، شيفتگى ويژهاى نشان مىدهد . خورشيد بر بام شرف ، لحظههاى آبى عشق ، گهوارگى خواب ، مجموعهء