زندگانى چيست جز مهر و محبت داشتن * با شرافت زيستن ، رحم و مروت داشتن
دور بودن از شرارت ، از شقاوت ، از گناه * سينهاى بىكينه ، بىبغض و حسادت داشتن
بايد از بهر جهانى زيست در صلح و صفا * خواستن ، برخاستن ، شادى رسالت داشتن
هيچ قاضى نيست بالاتر ز وجدان بشر * بهر انسان چيست بهتر از شرافت داشتن
از ( خدايارى ) اگر پرسى كه چون بايد شدن ؟ * گويمت انصاف و ايمان و صداقت داشتن
خوروش ديلمانى - على
خوروش ديلمانى به سال 1286 در سياهكل ديده به جهان گشود . پس از اتمام تحصيلات وارد ارتش گرديد و با درجهء سرهنگى بازنشسته شد . آثار و تأليفات ارزندهاى از خود به يادگار گذاشته كه عبارتند از : گلزار معانى ( 1319 ) - جشنهاى ايران باستان ( 1336 ) - كوروش كبير ( 1337 ) و تاريخ ديلمان .
ما باده پرستيم و ز كس عار نداريم * ديوانه و مستيم و به كس كار نداريم
ما آن شجر با ثمر باغ صفائيم * كامروز به جز بار وفا بار نداريم
ما اهل صفائيم و وفائيم و محبت * با خلق جهان ، كينه و پيكار نداريم
با خلق خدا جمله رفيقيم و برادر * كارى به ره و مذهب و پندار نداريم
از مردم سالوس و رياكار بريديم * اى شيخ برو ، با تو دگر كار نداريم
شاديم كه خوروش به دلسوخته از هجر * جز حسرت ديدار رخ يار نداريم
خوشكلام - منوچهر هدايتى
منوچهر هدايتى متخلص به خوشكلام به سال 1311 متولد شده است . وى به شيوهء متقدمان شعر مىسرايد :
تنم به كورهء تب ، پردهپرده مىسوزد * به حيرتم كه چه سان شمع مرده مىسوزد
شب است و تب ، دل رنجور و ناتوان مرا * عبوس يأس به چنگش فشرده مىسوزد
دل خراب كه مانده است بر فريب سراب * ز آب چشمهء نوشت ، نخورده مىسوزد
غريب حسرت كوى ترا چه آسايش * كه آشناى تو خود كام برده مىسوزد
چو ( خوشكلام ) جفاكش ، اسير چنبر عشق * به هفتخوان بلا ، جان سپرده مىسوزد
دانشپژوه - خليل
خليل دانشپژوه به سال 1269 شمسى متولد شده و در سال 1339 به ديار باقى شتافته است . كتاب « راهنماى دانش » از اوست و ديوان شعرى نيز دارد .
با غم گذشت روزوشب و سال و ماه من * آخر نگفت چرخ ستمگر گناه من
هرگز نشد درخت اميدم ثمر دهد * يكدم نشد كه دهر بترسد ز آه من
روزى كه پا به عرصهء عالم گذاشتم * غم بر غمم فزود شب و صبحگاه من
از غصه پير گشتم و از ناله همچو نى * اندر زمانه رفت به حسرت نگاه من
دائم ز سوز سينه كشم آه دردناك * دست طبيعت ار كه شود دادخواه من
دانش گيلانى - حسام الاسلام
عارف نامى ، فقيه فاضل و سياستمدار مشروطهخواه به سال 1265 قمرى در رشت به دنيا آمد . تحصيلاتش در رشت آغاز شد و در تهران و قم پايان گرفت . دانش ، در دورهء اول ، نمايندهء مجلس شورا از رشت شد .
از اين عارف فاضل كتاب « رياحين الاشواق فى بساتين الاذواق » در 2 جلد به يادگار مانده است . ديوان اشعار « دانش حسام الاسلام » به همت دكتر هادى جلوه انتشار يافت .
گزيدهاى از قصيده : سانحهء بزرگ در گيلان
به سال سيصد و سى نه « 1 » ، پس از هزار ، يكى * بزرگ سانحهاى رخ نمود در گيلان
شرارهاى ز اروپا به آسيا افتاد * عيان ز بحر خزر گشت آتشى سوزان
تو طبع آتش دانى ، كه خشك و تر سوزد * بسوخت هم تر و هم خشك ما ز شعلهء آن
فضاى انزلى از ابر ظلم شد تيره * فشنگ ريخت ز توپ و تفنگ چون باران
سياه گشت همى بخت ما ز باران سخت * ز بس كنارهء دريا به تير گشت نشان
چه گويمت كه ( حسنرود ) رود خون گرديد * ز خون پاك قزاقان جنگى ايران
فرونت جنگ شفارود گشت گاهى و گاه
هامش
( 1 ) . منظور شاعر سال 1339 قمرى است كه مصادف با سال 1300 شمسى مىباشد .