سالهاى سال ، گل على * صبح برمىخاست و گله را براى چرا مىبرد
در صحرا مىماند . . . * تا غروبهنگام در صحرا به چوپانى مشغول مىشد
*
يك روز * كه هوا آفتابى بود ،
باد بهار آدم را زنده مىكرد و زندگى تازه مىبخشيد * گل على
زير درخت نشسته بود * چشمانش را بسته بود
رفته بود پاك توى خيال . . . * در ميان خيالات خود غوطه مىخورد
ناگهان ، * چيزى مانند فرفره
به او اصابت كرد و بعد دويد و دور شد . . . * گل على چشمانش را باز كرد
گل على چه چيز ديده بود ؟ * - يك « گنجه بانو »
از آن درخت به پائين آمده بود . . . * داشت مىرفت به لانه و جايگاه و مسكن خويش
*
گل على اين موضوع را مىدانست و خبر داشت : * هرجا « گنجه بانو » لانه داشته باشد
آنجا گنج بزرگى مدفون است * گل على با ذوق و شعف
چستوچالاك از جا پريد و بيل نوك تيز برداشت * « گنجه بانو » را تعقيب كرد
رسيد كنار لانهء « گنجه بانو » * مشغول به كار شد :
لانهء « گنجه بانو » را نفسزنان با بيل كند * ناگهان مشاهده كرد تا كشالهء ران توى آب مانده !
ديگر فهميد كه آنجا چيزى وجود ندارد * با خود گفت : اين شانس را ندارم
بيهوده اين چاله را كندم * بى خود نقب زدم به خدا ، خاك خدا را
گويا بنظرم آمده « گنجه بانو » * مرا خيالات برداشت و در صحرا خيالاتى شدم
« گله » را جمع كرد و شكر خدا گفت و به خانهاش رفت
*
گل على مدت زيادى است كه زير خاك مدفون است * روى گورش همهساله علف و سبزه در وقت بهار مىرويد
ولى حالا و در اين زمان * هركس كه از آن راه عبور مىكُنَد
خسته و تشنه كه مىشود * به آنجا كه مىرسد ، در ميان آن صحرا . . .
كه گل على كنده بود چاله به خاطر يافتن گنج * يك چاه مىبيند
آب زمزم از آن چاه براى نوشيدن برمىدارد * عطش و تشنگى خود را فرومىنشاند و از آب آن چاه سيراب مىشود
خدايش را صدا مىزند . . . * كه بيامرزد آن آدمى را كه اين چاه آب را اينجا احداث كرده است
*
اى برادر بزرگ . . . * گل على ناآگاهانه و بىآنكه بداند
بعد از مرگ خويش * بهتر از « گنجه بانو » براى مردم بيادگار گذاشت
آن چيست ؟ برايت بگويم : * دعا و نذورات مردم . . .
كه آن سوگند به خدا ، براى آدميزاده گنج بزرگى است
شاعران ديگر
نمونهء اشعار نادر زكىپور لنگرودى
شوروم را
رادواره سرخهرام ، روشنى دومبال موجنم * امه آفتو و گومابو ، داغهشو وِجى سوجَنم
مو شوروم را جى بومام ، وُشكسه مىديم خووِجى * يه زبيل تلخه نَقَل مىامرا باردم شو وِجى
خوندگى ديل دره اره ژگله دَم نى زِنِه * شادى شبنم تى مچهّ سايته نَم نى زِنه
مونى يم وانگه گولى ، ترشه كنوس داره بيبن * مو ، مىچشمه جى بيدم شاغوزه وزگانه بىچن
يه پراقوت گله سر تيتّى بيدم لشك و لَوَر * يته كش پاره شى باردم شيمه به ، تلخه خبر
مَه سيفيدكى دِنَه اوجا مىدوخون اگه سيا * موكو ميرابه بگوم ديل مىشى گورشه كيميا
مو شوروم را جى بومام وُشكسه مىديم خووَجى * يه زبيل تلخه نَقَل مىامره باردَم شو واجى
اره گه كوكوره كو ، خروسه عُمره زنه تؤر * اره گه جوره خوانى جير بگى ، جيره بگى جور
اره گه آفتووه ديم دولوس دَبسّه يخه جى