- كت دبوستا نره ور * دسه لنگه هكشه كونكا كه ور
كه بنها خومتوره ادسونه سر * لماداه كركره ماتاوه ك بون
كه نخاسه ا عروسه حاله مسان * نوقرهئى لمبره ناز و نوزهجى
« قبله ا داره » تو كه اندا هكشه * - تا « جهگا » كه رجه ره
*
موموهها دسّك ور گه دتره * اونه نامه چه نهى ؟
پالوان ، مونتظره موژدهِ يه دونه و چه * دله جى قيّه كشه
- وَسّه ، وَسَه * پَس اىْ وَسّه ، وَسَه
- هِسّه كه دِ وَسّه دتر * نشنه نام « وَسَهّ »
- نازنينى لاكِه ك سر
برگردان به فارسى بس است
پهلوان ، عرقريزان و لهلهزنان * كولهبار بزرگ سرشاخههاى « شَرَم » را مىگذارد
كنار قوچى پرواربند * دستوپا را دراز مىكند كنار سگ جوان گله
كه پوزهاش را بر دستهايش گذاشته بود * لميده زير نور پريده رنگ ماه
كه مثل عروسى ناخشنود * دامن نقرهاىاش را با غمزه و عشوه
از حوالى بلنداى « قبلهدار » مىكشد * - به سوى قلّه « تاجگاه »
*
ماماى محلى ( قابله ) مىآيد كنار دستانداز خانه مىگويد : دختر است * نام او را چه مىگذارى ؟
پهلوان ، در انتظار مژدهء يك پسر . . . * از ته دل فرياد مىكشد
- بس است ، بس است . . . * بعد از اين بس است ، بس است
كه ديگر دختر بس است * نام « وَسّه » مىنشيند
روى دخترك نازنين !
ما بگيته اسالانه شعر
« ماتاوه » * شانهسر ، شوپرهكان جوركاكه سر
پركشن ، اى سر ، او سر * ماتاوه ، بمورداه شو
زرته « ليارو » دو تا كه دوته * و الا به دلهسر
سبزه مو را چومه جى * - بورمه كلانه گله سر ،
بون بونى جوره پرا * سوسره وى وى داره بونه
كه تكا داه اونه هنده يه و چه * وهطوبون پره پا
وهيطوچوم كوتونه شود كهها * كه فتركه اونه سر
*
ماتاوه ، بمورداه شو * زرچو - ديمه
تروچه مار * مچهابون ، بورمه اگلو
زار زنه ، زار : * نام فكت
تورخان زداه * رابدا تور
نوگذره دِ مىخوسور * نوگذره دِ مىخوسور
برگردان به فارسى شعر سالهاى خسوف
غروب دم ، خفاشها ، بالاى اتاقها * پرواز مىكنند . . . اينجا ، آنجا
مهتاب ، شوى مُرده * بافت دو گيسوى زرد « ليارو » ئىاش
پريشان شده روى سينهاش * از چشم تيله شيشهاى سبزش
اشك مىبارد بر خاك * زير چشمى ، بالادست را مىنگرد
زير « وى دار » يال تپه را * كه تكيه داده به آن ، بازهم ، پسرى
و مدام ، پائيندست را مىپايد * و بىصبرانه منتظر فرود آمدن شب است
كه بر سرش بتازد