« گوروشت » اسپه چشمهسر * سوله سره ، « اژدو » خراوه ره ك سر ،
« هسى هاله بن » * « وژك سر » ك بن سر
اى كندسر ، او كندسر * « مازو » ، « آزدار » و « كرات »
« سردار » و « راش » * قد بكشه
صد آلش قد سر بكشه ، راس هسه ، * كويه دكشه ،
خلى چويه ؟ * اى و چه ك
غِرتِ گيل ، هِمّت گالش كويه !
برگردان به فارسى غيرت گيل ، همت گالشهاى كوه است !
اين را كه مىبينيد * سرخى مىزند و سرخ كرده است ، صبحدم گلگون ،
روشنائى دريا را ، * روشنائى هواست
اى فرزند : * اينروشناى چشم است
چشم خون گرفته است چشم خونآلود است
*
اين را كه مىبينيد : * كه از سياهچال درّه « راشمه »
و نوك قله « بابُران » * تا ستيغ « ورگ چال »
خزيده است و سياه كرده است ، * و انعكاس صداى باد و باران و طوفان در جنگل همهمه ايجاد كرده است
و كوههاى سبز را آلوده كرده است ، * دود هوا است
اى فرزند * اين دود انباشته بر دل است
دود انباشته در دل
*
اين را كه مىبينيد * بچه گالش ،
بچه كوتوله ، و كوتاه قد * هى پائين مىزند و هى بالا مىزند
اين غار سنگى ، آن غار سنگى * و مردم مىگويند كه يك الف چوب است
يك الف چوب است ؟ * هه !
صلابت كوه « شورك » است
*
اين را كه مىبينيد : * نوك و قله كوه « سماموس »
هميشه زمان * برف نشسته است
سفيدى مىزند و چشم را خيره مىكند * كوه سفيد است ؟
چه كسى مىگويد كوه است ؟ * اى فرزند !
اين موى سر است * موى سر درد كشيده است
اين را كه مىبينيد * اين سر ، آن سر
در « جل دره » سر * « وزان » سر
« وازوازان » سر * به سرچشمه سپيد « گوروشت »
در « سولهسرا » ، « اژدو » * « هسى هال بن »
بالاى ستيغ كوه « وژك » * اين كوى ، آن كوه
درختان « مازو » ، « آزاد » * « كرات » ، « سُردار » و « راش » قد برافراشته
و راست ايستاده است و كوهها را به هم دوخته است * چوب خالى است ؟
چه كسى مىگويد چوب است ؟ * اى فرزند
غيرت گيل و همت گالشهاى كوه است !
مهندس سيد مرتضى روحانى ( س . م . ر )
مهندس سيد مرتضى روحانى ( س . م . ر ) در سال 1320 در ييلاق جواهرده رامسر در خانوادهاى اصيل و روحانى به دنيا آمد . تحصيلات ابتدائى را در رودسر و متوسطه را در قم و تهران به پايان رسانيد و پس از كسب ديپلم رياضى به دانشكدهء فنى دانشگاه تهران راه يافت . وى ، همزمان با فراگيرى دروس جديد ، به كسب علوم و معارف اسلامى همت گماشت و در محضر اساتيد و فضلاء حوزهء علميهء قم و تهران سطوح علوم اسلامى را تا حد عالى فراگرفت .
ذوق ادبى سيد مرتضى روحانى از كودكى شكوفا و بتدريج پربار گشت .