مادر * كمى چاى درون « قابدان » فرورفته و درهم شده
درست كرد * و از داخل ديگ سياه كوچك
تكهاى پلوى سرد ( كته ) برداشت * و در بشقاب كوچكى نهاد
*
مىدانم دنيائى اندر دلت انباشته است * امّا درد و غمى كه در دلت آشيانه كرده
و تنيده * در سينهء من نشسته است !
چاره چيست ؟ * دارم از درد مىسوزم و آتش مىگيرم
ديگر طاقت آن را ندارم * كه بدن تكيده و از هم گسيخته و دندههاى نازك
و بيرون زدهات را بنگرم
*
تا تو هستى ! * مادر ، چه غمى دارد پوسه
بلند شو پوسه ، بلند شو پوسه * دست نوازش بر سر و رويش كشيد
و تكههيزم كوچكى را كه درون اجاق مىسوخت * و دود مىكرد به كنارى زد !
*
پسرك تا راه افتاد * آب در چشمان مادرش حلقه زد
قلبش به طپش افتاد : * آهستهتر ، برو ، پوسه
جنگل بارانى است و زمين را خيس و لغزنده كرده * و ، پاپوش تو لاستيكى است
آهستهتر ، برو ، پوسه * بار اسب سنگين است و راه دشوار
واى . . . * اگر در گِلولاى بماند و به مقصد نرسد
چهكسى به يارى تو خواهد آمد ؟
غِرتِ گيلْ ، هِمّتِ گالِش كويَه
اينه كه وىنين * سرخه زنه ، سرخاكونه
سرخ صبادم ، دم ، دريا سويه * هوا سويه ؟
كى گونه سويه * آى وچهك !
چومه سويه * خون بگيته چومه سويه
*
اينه كه وىنين * « راشمهدره » سيهچال جى
« بابُران » توك * تا « ورگچال » سوك سر ،
كول دوكونه ، لويهكنه ، سياكونه * توشه زنه من دامون دامون من
سيلا كونه سبز كويه * هوا دويه ؟ !
اى وچهك * پو بكورده دل دويه !
*
اينه كه وىنين ، * گالش و چه
يه ويجه ، پچه * هى جير زنه ، هى جور زنه
اى تله دوج ، او تله دوج * مردم گونن يه الف چويه ،
هه ! * « شورك » كويه !
اينه كه وىنين * « سماموس » تكال توك
هميشه زمات * ورفه نيشته ،
اسپه زنه ، سويا كونه چوم سويه ، * اسپه كويه ؟
كى گونه كويه ؟ * اى وچهك
سر مويه ؟ * درد بكشه سرمويه
*
اينه كه وىنين * اى سر ، اوسر ،
« جلدره » سر * « وزان » اسپه سنگسر
« خزران » توك « وازوازان » تنگه ك سر ، * « چال سرا » تكال سر ،