تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
ولى حقيقت آنكه يونارت يك واژهء كهن و قديم است . به صورت تداول عامهء حاضر به اجزاى « يو + ن + آرت » تقطيع مىشود . در جزء اول ( يو ) فورا بايد توجه داشت كه به اين صورت بىمعنى است و حقيقت اينكه حرف « ى » منقلب از « ه » است « 1 » ، بنابراين « يو » معادل است با « هو » و تقطيع درست واژه چنين است « هو + ن + ارت » . جزء اول « هو » همان واژهء قديمى اوستايى به معناى خوب است كه فى المثل در آهو داريم و در بسيارى از نامهاى امكنه به تضاعيف داريم . مثل هويه ، هونگان و غيره « 2 » و جزء دوم « ن » ، به‌طورى كه مىدانيم از « نا » به معناى آب آمده است و اين مسأله در ديه‌هاى ازنا ، ازناوله ، نىنى ، نيه و بسيارى ديگر توضيح داده شده است به آنجا رجوع شود . « 3 » « نا » و « نم » و « ناو » و « ناوه » و بسيارى واژه‌هاى ديگر به ما مىگويند كه « نا » به معناى آب است و مثلا در « نسا » كه اين جزء به صورت « نون » مكسور تلفظ مىشود . جزء سوم « ارت » همان واژهء قديم زبان پارسى است كه در مقابل « اش » و « اشون » زبان اوستايى قرار دارد و به معناى مقدس و پاكيزه و روحانى مىباشد و در زبان پارسى به صورت « ارد » و « ارد » و « اردوان » آمده است . پس يونارت معادل هونارت به معناى خوش آب خوبى است كه به مقدس و روحانى منسوب است و نظاير اين تسميه در بسيارى از واژه‌ها در اين كتاب توضيح داده شد . از جمله تيميارت ، دنارت ، فرتخوان و بسيارى ديگر مشابه اينها . « 4 »
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ، مقدمهء مؤلف در تبادلات و در فاتحهء حرف « ى » و « ه » و نيز لغت‌نامه در فاتحهء حرف « ى » و « ه » و منابع ديگر . ( 2 ) - ن . ك . به : اين عناوين در همين فرهنگ . ( 3 ) - مراجعه كنيد به اين عناوين و نامواژه‌هاى مشابه در همين فرهنگ . ( 4 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . و عناوين دنارت و فرتخوان و مشابهات آن در همين فرهنگ .