تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 920

مساهمون:

ص٩٢٠
همه نشان قدمت محل از لحاظ زيستگاه و تمدن كهن ايرانى مىباشد . وقتى زيستگاهى با نامى كهن مانند يمه نامبردار باشد پيداست كه قدمت معنا همان واژهء نام خود را دارد . اين امر مسلم است و خود موضح معناست . بپردازيم به توضيح نام يمه كه عمدهء مقصد و مقصود ماست .

واژه‌شناسى :

در تقطيع اين واژه به دو جزء « يم + ه » مىرسيم . جزء اول « يم » به حكم اينكه حرف « ى » با « ج » تبديل مىشود همان « جم » است و با اضافهء « شيد » جمشيد باستانى كهن را به ياد مىآورد . در اوستايى واژهء « جم » به صورت ييمه
" Yimma "
آمده است و « شيد » از ريشهء اوستايى
" Shaeta "
به معناى درخشيدن و روشنى است و آنقدر اين واژه قديمى است كه در ودا ، يمه پسر خورشيد و همچنين نخستين بشر است . در داستانهاى ملى ما داستان جمشيد كه مدت 300 سال پادشاهى كرد و در زمان او مرگ و بيمارى نبود يادآور همين سابقه‌هاى داستانى و اسطوره‌اى است . « جام جهان » و « جام‌جم » باز هم يادآور همين معناست . به هر صورت آشكار است كه « يم » و « جم » به يك معناست و در آن همان معناى كهن ودايى نيز كه با آن مرتبط است نهفته است و اما جزء آخر « ه » علامت نسبت است و يمه روى هم نشان انتساب به جم و جمشيد است .
يوان
Yev n
امروز در اصفهان جايى به اين نام شناخته نيست ، ولى ما چون مىخواهيم نامهاى كهن اصفهان را جمع كنيم و به صورتى آنها را توضيح دهيم و معنا كنيم به اين نام مىپردازيم . حافظ ابو نعيم آورده است مسجد جامع در زمينهاى قريهء يوان واقع شده است . وى مىگويد : « و اتسعت اليهوديه بعد بناء جامعهما بصحراء خمس عشرة قرية و انضافت رقعتها الى اليهوديه و هى باطرقان و فرسان و يوان و . . . الخ » از بيان حافظ ابو نعيم چنين معلوم مىشود كه خود دهكدهء يوان به حدود اصفهان رسيده و زمينهاى آن را شهر يهوديهء اصفهان فرا گرفته است . عين عبارت او چنين است : « و كانت اليهودية تسمى فى ايام مملكة الفرس كوجهودان يعنى سكة اليهود و هى من صحراء قريه يوان فأحد حدودها ينتهى الى قرية يوان . . . الخ » بنابراين معلوم مىشود كه قسمت مهمى از شهر فعلى اصفهان در قريهء يوان قرار گرفته . ببينيم يوان را چگونه مىشود معنى كرد يعنى بيشتر آن را به زبان بنياد نزديك ساخت .