تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 922

مساهمون:

ص٩٢٢
باشكوه و كهن و زيبا است .

واژه‌شناسى :

يوزوك با كلمهء « يوز » آغاز مىشود كه از حيوانات شكارى است و نامگذارى با نام حيوانات عادت كهن آريايىهاست . در اين صورت تقطيع آن چنين است : « يوز + او + ك » . جزء اول همان يوز شكارى است . جزء دوم « او » به معنى آب است و جزء سوم « كاف » تصغير و روى هم رفته يعنى « يوز آب كوچك » . از طرف ديگر « يوز » در گويش محلى ( اردستانى در برزآوند ) به معنى گردو است ازاين‌رو اين نامواژه داراى دو معنى مىشود . از يك‌سو به همان صورت كه گذشت و از سوى ديگر به معنى گردو ، آب كوچك . اصلا « جوز » و « گوز » و « يوز » پندارى همه از يك ريشه‌اند .
يونارت
Yun rt
دهستان جى يا همان جايى كه جى كهن به نام اصفهان كم‌وبيش در مقابل سپاهيان عرب ايستادگى كرد ، ديهى دارد كه آثار قدمت و سابقه از سر و روى آن مىبارد . اين ديه يونارت نام دارد و در لهجهء حاضر اصفهان و تداول عامه نيز آن را به همين صورت تلفظ مىكنند . باقى ماندن صورت كهن در تلفظ هم براى خود امتياز بزرگى است . يونارت در سال 1355 ، حدود 700 نفر جمعيت داشته است . « 1 » دهستان جى با همهء ديه‌هايى كه دارد به حكم قرب جوار به اصفهان با آن سخت آميزش يافته است و شهرگرايى همچنان در آن نفوذ شديد دارد و روزبه‌روز اصفهان بزرگتر مىشود و اژدهاى شهر روستا را مىبلعد و ديه‌ها شهر مىشود و اين خصوصيت در بسيارى از ديه‌هاى اين ناحيت نفوذ كرده است و هرچه ديه به شهر نزديكتر باشد شهرى شدن زيادتر است ، به همين دليل آثار و نشانه‌هاى كهن و حتى رنگى و علامتى از لهجه و زبان قديم و كيفيات معاش كهن در اين ديه‌ها ديده نمىشود . اثر تاريخى هم در اين ديه نيست ازاين‌رو مىپردازيم به نام كهن پرجلال آن كه حكايت از همهء گذشتهء آن دارد .

واژه‌شناسى :

يونارت با همين تلفظ واژه‌اى است سخت آشفته و من از بسيارى به شوخى و جدى معناى آن را پرسيده‌ام و جز خنده و تعجب چيزى نشنيده‌ام و نديده‌ام
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافياى اصفهان ، ص 297 .
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 922 | محمد مهريار