رابطهاش قطع شده و گسسته است و اگر در حال حاضر حياتى دارد ، حياتش جلوهء تمدن جديد است نه گذشته . دربارهء براآن ما به تفصيل گفتوگو كردهايم « 1 » و در احوال اجتماعى مردم نيز به تفاريق سخن گفتهايم ، لذا تجديد مطلب را زايد مىدانيم همينقدر دربارهء قدمت آن ناحيه بگوييم كه نام آن ناحيه را حافظ ابو نعيم ( متوفى 430 ه . ق ) آورده است .
بپردازيم به نام بزرگ اين ديه .
واژهشناسى :
يفران را اگر به اجزا تقطيع كنيم به دو جزء « يفر + ان » مىرسيم . اگر توجه كنيم كه حرف اول « يا » اغلب منقلب از « ج » است درمىيابيم كه « يفر » همان « جفر » است و منقلب شدن « ياء » به « ج » رايج است . يوان ( باختران ) معادل جوان ( تبريز ) ، يونكى ( بروجن ) معادل جونكى يا جانكى ( چهارمحال و بختيارى ) و باز يونكى ( بروجن ) معادل جونكى معادل جانكى ( مرودشت ) و امثال اينها همه روشنگر اين خصوصيت است كه « يفر » معادل « جفر » است و با واژهء « جفر » آشنا هستيم كه تحول يافتهء آن جفره و زفره است . « 2 » خود واژهء « جفر » يك واژهء اوستايى است كه با جابهجا شدن حروف ، درست همان واژهء « ژرف » فارسى را مىرساند و گفتيم تبديل « ج » به « ژ » و « چ » و « ش » امرى رايج و شايع است و آسان و راحت در تطور لغات به هم تبديل مىشود ، مثل جفره ( به همين تلفظ در ناحيهء لنجان ) و زفره در بلوك زفره و بسيارى ديگر از اين قبيل امثله . بنابراين « يفر » معادل « كفر » معادل « جفر » معادل « ژرف » است و همان است كه در نام كفران و كفرود و امثال اينها داشتهايم « 3 » و درست به معناى گود و عميق است .
يمه
Yame ( h )
يمه در دهستان حومهء اردستان واقع است كه جمعيت آن را در سال 1345 فقط 6 نفر برآورد كردهاند . « 4 » به تفاريق و تضاعيف در اين فرهنگ گفته شد كه همهء ناحيهء اردستان از مراكز قديم سكونت و تمدن ايرانيان بوده است . اين قناتهاى طولانى و پرآب در اين دشت ريگزار و بيكران و اين نامهاى كهن مثل كهنگ و نيسيان و مهاباد و موغار و مارسار و غيره و غيره همه و
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : همين كتاب ذيل عنوان براآن .
( 2 ) - ن . ك . به : همين كتاب ذيل عنوان براآن و زفره .
( 3 ) - ن . ك . به : همين كتاب ذيل عنوان براآن و زفره .
( 4 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 8 .